است . نور البصر كه وجود است قابل تشكيك بوده و به شدت و ضعف مختلف است .
مراتب ، تباين در حقيقت نداشته ، بلكه ما به الاشتراك در آنها عين ما به الامتياز است و نحوهء صدق مفهوم بر آنها يكسان بوده و ليكن مرتبهاى مقوم مرتبهء ديگر است .
پس نقطهء اولى كه رأس مخروط وجود اعيان است ، در كمال فوق قرار گرفته به طورى كه از فوق ، حافظ تمام وجوداتى است كه در اعماق مخروط قرار گرفته است .
و بالجمله : وجود ، منشأ خيرات بوده و مساوق با وحدت و وجوب و علم و قدرت و اراده مىباشد . بنا بر اين وجوب نيز مساوق با وحدت و علم و قدرت و اراده است ؛ چون وجوب مساوق با وجود است ، و چنان كه وجود ذو مراتب است علم و وحدت و قدرت نيز ذو مراتب است و همان گونه كه مرتبهاى از وجود فوق التمام است ، مرتبهاى از وجوب و مرتبهاى از علم و مرتبهاى از قدرت و مرتبهاى از اراده هم فوق التمام است .
و همانطور كه وجود نقطهء اولى ، يعنى مرتبهء شدت شديد ، قيوم مراتب نازله است ، مرتبه اولاى علم كه عين مرتبه اولاى وجود است مرتبهء شدت شديد علم بوده و قيوم علوم نازله است و هكذا قدرت و هكذا اراده .
پس قدرت ما به قدرت او و علم ما به علم اوست . و بالجمله : تمام شئون كماليهاى كه در مراتب نازله است به نحو اكمل و اتمّ در مرتبهء بالاست و البته اكمل ، قيوم كامل و كامل قيوم ناقص است .
« يا أَيُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَراءُ إِلَى اللَّهِ وَ اللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ » .
« 1 »
و بالجمله : وقتى جمال جميل اجمل الجمال ، اشراق نور جمال نمود و صفحهء منبسط و ظلّ جميل آن جمال جميل توليد شد و ذو الجمال واجب و جمال واجب ، واجب شد ، جمال در عين وجوب صرف التعلق و الربط بوده كه با امكان در وجود منافى نيست .
هامش
( 1 ) - فاطر ( 35 ) : 15 .