پرش به محتوای اصلی

تقريرات فلسفه امام خمينى ( شرح منظومه ) ( فارسى ) — صفحه 12

پدیدآورندگان:

ص۱۲

براهين الهيين بر اثبات واجب

اگر دليل و برهان توانست از عهدهء اثبات آن برآيد فهو المطلوب و الّا با دست خطى كه در قرآن نوشته است آن را اثبات مىنماييم ؛ چنان كه فرموده است :
« أَ فِي اللَّهِ شَكٌّ فاطِرِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ »
« 1 » و
« اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكاةٍ »
« 2 » و
« هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِنُ » .
« 3 »

واجب تعالى : ما ذاته بذاته لذاته

مرحوم حاجى مىفرمايد : « بذاته » و « لذاته » ، مثل ظرف و جار و مجرور است كه وقتى مفترق شوند مجتمع شده و زمانى كه مجتمع شوند ، مفترق مىشوند . پس مراد از « بذاته » نفى حيثيت تقييديه مثل موجوديت براى ماهيت امكانيه است و مراد از « لذاته » نفى حيثيت تعليليه مثل موجوديت وجودات خاصهء امكانيه است . و يا اينكه مراد از يكى ، نفى واسطه در عروض ، مثل وساطت وجود خاص در تحقق ماهيت است و مراد از ديگرى نفى واسطه در ثبوت مثل وساطت وجود حق براى تحقق وجود خاص امكانى است . و واسطه در عروض اين است كه واسطه منشأ اتصاف ذى الواسطه به شىء است و لكن بالعرض ، مانند وساطت حركت سفينه براى حركت جالس . و واسطه در ثبوت اين است كه واسطه منشأ اتصاف به شىء است ، بالذات ، مثل وساطت نار براى گرمى آب . و اين واسطه در ثبوت دو قسم است :
پاورقی
( 1 ) - ابراهيم ( 14 ) : 10 . ( 2 ) - نور ( 24 ) : 35 . ( 3 ) - حديد ( 57 ) : 3 .
تقريرات فلسفه امام خمينى ( شرح منظومه ) ( فارسى ) — صفحه 12 | سيد عبدالغنى اردبيلى