نيّر نور حقيقى را ديدهاند ؛ چنان كه ابراهيم خليل افول اين نورنماها را ديد
« فَلَمَّا جَنَّ عَلَيْهِ اللَّيْلُ . . . » .
« 1 »
و بالجمله : اين يك شب به آخر نرسد تا اينكه نيّر در وسط صرف الوجودى حجاب غروب را كنار زده و همهء اظلال را محو و ناپيدا نموده و همهء تعينات را منمحى و هيچ و پوچ گردانيده و عالم سير خود را تمام نمايد
« إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ » .
« 2 »
اجمال قول محقق داماد اينكه : براى هر وجودى وعاء يا چيزى نازل منزلهء وعاء است و قناع از روى اين اجمال به بيان كيفيت سلسله و نظام وجود موجودات برداشته مىشود . اين است كه گفته مىشود : وجود صرف بصرافته با قطع نظر از خودنمايى ، تجلى غيب است و او را اسمى و رسمى نيست و اين مرتبه را مرتبهء غيب الغيوبى و مرتبهء غيب مطلق گويند . و در اين مرتبه نه وعايى است و نه چيزى نازل منزلهء وعاء و اصلًا قابل اشاره نيست و پايينتر از اين عالم غيب ، عالم تجليات و عالم اسماء است كه عالم نمايش و همچنين مبدأ قوس نزولى ، از اين عالم شروع مىشود .
و خداوند تبارك و تعالى را اسمائى است كه عالم شهود و غيب و عقول و مجردات و نفوس و اجسام و كل ما كان ، در تحت اين اسماء اداره مىشوند . بعضى از اين اسماء محيط بر بعضى و بعضى محاط بعضى ديگر مىباشد و كلمهء جامع و محيط و اسم اعلى كه محيط بر همهء اسماء و تمام عالم است كلمهء مباركهء « اللّه » و « رحمن » و « أوّل » و « آخر » و « ظاهر » و « باطن » است كه به بعضى از آنها در اين آيهء
« هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِنُ »
« 3 » و به بعضى ديگر در آخر سورهء مباركهء حشر اشاره شده است :
« هُوَ اللَّهُ الَّذِي لا إِلهَ إِلَّا هُوَ الْمَلِكُ الْقُدُّوسُ السَّلامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَيْمِنُ الْعَزِيزُ الْجَبَّارُ الْمُتَكَبِّرُ سُبْحانَ اللَّهِ عَمَّا يُشْرِكُونَ * هُوَ اللَّهُ الْخالِقُ الْبارِئُ الْمُصَوِّرُ لَهُ الْأَسْماءُ
هامش
( 1 ) - انعام ( 6 ) : 76 - 79 .
( 2 ) - بقره ( 2 ) : 156 .
( 3 ) - حديد ( 57 ) : 3 .