رسم جوهر و اقسام آن
رسم جوهر و حقيقت آن اين است كه اگر در خارج موجود شود ، موضوعى كه در او موجود شود ، براى او نيست . و جوهر ماهيتى تحصلى است نه اعتبارى كه اگر در خارج ظاهر و موجود شود ، موضوعى وراى حقيقت آن ، حقيقت نداشته تا در او موجود گردد .
اشكال شده كه اگر جوهر در خارج موجود شود در حركت و در زمان واقع مىگردد ، پس زمان و حقيقت تصرميه موضوع آن است ، ولى اين اشكال بىربط است ؛ چون زمان هويت خارجيهاى كه جوهر در آن واقع شود نيست ، بلكه زمان نحوهء تحصل خود جوهر است و زمان مانند موضوع براى سواد نيست كه در رتبهء سابقه موجود باشد و يا در رتبهاى با رتبهء جوهر موجود باشد ، بلكه زمان از عوارض لازمه و لا ينفك جوهر جسمى است كه از مرتبهء تحصل آن منتزع مىگردد .
و بالجمله : جوهر پنج قسم است : چون جوهر يا محل جوهر ديگر است و يا حالّ در جوهر ديگر است .
و بعبارة اخرى : جوهر يا متقوم به جوهر ديگرى است و يا مقوم جوهر ديگرى است ، يعنى يا قيّوم اين جوهر ، جوهر ديگرى است يا اينكه جوهر ديگرى متقوّم به اوست .
و بعبارة ثالثه : جوهر يا قيّوم غير خود مىباشد و يا غير آن از جواهر مقوّم اوست .
به اوّلى كه تحصل آن به تحصل غير است و قوهاى است كه به قيموميت ديگرى