در بيان تركيب ماده و صورت
يك نزاع اين است كه : آيا هر كدام از ماده و صورت و جنس و فصل در خارج هويتى وراى هويت ديگرى دارد ، يا اينكه در خارج بيش از يك هويت نيست ؟
حقيقت نزاع بين قائلين به انضمام و قائلين به اتحاد اين است كه : قائلين به انضمام مىگويند : در خارج دو هويت است : يكى هويت جنس و ديگرى هويت فصل ، منتها اينها به يكديگر منضم شده و تركيب آنها عبارت از اين است كه هويتى روى هويت ديگر آمده است . و انضمام اينها مانند انضمام دو حلقهء زنجير نيست كه عرف اين حلقه را غير از آن حلقه ببيند ، بلكه انضمام آنها ادقّ از آن است ، مثل انضمام آب و شير ، و شير و شكر ، بلكه دقيقتر . « 1 »
و لكن قائلين به تركيب اتحادى مىگويند : ماده و صورت عينيت داشته به طورى كه يك وجود بسيط و يك هويت مىباشند ، از اين وجود بسيط و هويت واحده مفهوم جنس و فصل انتزاع مىشود و ماده و صورت به يك وجود و يك هويت قائم هستند . « 2 »
بعد از اين نزاع ، نزاع ديگرى مطرح است : بر فرض اينكه در خارج دو هويت باشد . آيا اين دو هويت ، يك نحوه اتحادى داشته يا اينكه اصلًا هيچ نحوه اتحادى ندارند ؟
در حقيقت ، قائل قول به يك نحوه اتحاد ، مصلح بين دو قول است كه مىخواهد در
هامش
( 1 ) - اسفار ، ج 5 ، ص 287 - 309 ؛ شوارق الالهام ، ص 172 - 174 .
( 2 ) - اسفار ، ج 5 ، ص 282 - 286 ؛ شوارق الالهام ، ص 172 - 174 .