تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تقريرات فلسفه امام خمينى ( شرح منظومه ) ( فارسى ) — صفحة 209

مساهمون:

ص٢٠٩
عقلى است نه جزء خارجى و الّا اگر جزء خارجى باشد تسلسل لازم مىآيد ؛ زيرا اگر ماهيت در كنارى بايستد ، حتماً بايد با يك وجودى موجود باشد و فرضاً ماهيت وجود نبوده ، بلكه جزء وجود است ، پس بايد در اين حال جزء آن وجود هم باشد و با وجود ديگرى در كنارى ايستاده و منتظر تركيب باشد و هكذا .
ليس الطبيعي مع الأفراد * كالأب بل آباء مع الأولاد
مطلب ديگر اينكه : كلى طبيعى با افراد مانند اب واحد با ابناء نيست ؛ تا اينكه كلى طبيعى واحد بالعدد و افراد ، عوارض آن باشند ، بلكه مثل نسبت آباء به اولاد است و الحاصل در خارج يك انسان موجود نيست بلكه انسانها موجودند . اشكال نشود كه چطور مىشود يك شيئى ، اشياء باشد ؟ زيد شىء است ، بكر شىء است ، خالد شىء است . پس لازم مىآيد زيد تمام انسان ، و عمرو تمام انسان باشد ؛ زيرا چيزى كه لا متحصل و لا به شرط است ممكن است اشياء باشد و كلى طبيعى لا به شرط و لا متحصل است .