در آن هنگام از وجود ذهنى آن غفلت نموده و اين وجودى كه ماهيت در مقام اعتبار به خود گرفته آلت لحاظ آن مجردةً عن كافة الوجودات و القيودات است .
و اما در توضيح معناى به شرط لا در مقام ثانى ، يعنى در مقام ماده و صورت و جنس و فصل ، گفته مىشود :
بيان اعتبار به شرط لا در صورت
چنان كه به كرّات گفتيم : اهل منطق اهل معانى بودهاند حقايق و معانى را در عالم تحت نظر آورده و در مقام تفهيم حقايق به الفاظ و عبارات متوسل شدهاند . ما هم به اخوان اهل معانى خود اقتدا كرده و ساعتى معنا بين شده تا بعد از تحقيق و رؤيت معانى ، عبارات و اصطلاحات آنها را بدانيم . گرچه آنها نمىگفتهاند ولى ما مىگوييم :
مادة المواد از مرتبهاى كه به صورتى متلبس بوده و مىخواهد از آن صورت حركت كند ، يك هدفى را در نظر گرفته و با حركت جوهريه رو به آن منزل مىگذارد . منازل هر كدام مختلف بوده و مراد و هدف هر يك ، طى كردن قطعهاى از اين كمالات است .
همه با آنكه در پايين حاشيهء كمال نشسته و از آنجا مىخواهند به مرتبهاى از مراتب ارتقا نمايند در مبدأ حركت ، همدوش و همقدم و در اين سفر راه را همراه هم طى مىنمايند . و چون مقصود هر يك متفاوت است و در اين راه طولانى منازلى است ، هر يك قصد منزلى نموده و هر همسفرى كه به منزل خود مىرسد ، آن منزل محل توقف اوست و از رنج سفر مىرهد ، ولى همسفرى كه سفرش دور است بايد با او وداع نموده و از آنجا حركت كرده و به دار مقصود وارد شود .
مثلًا اين نطفهء منوى كه به صورت منويت است ، با همت عالى آرزوى رسيدن به آخرين منزل كمال عالم طبيعت را دارد ، با آن صورت بذر كه شخص قانع بىطمعى است ، هر دو از منزل صورت جمادى دست به دست هم داده و با هم در راه سفر قدم مىگذارند و يا مثلًا اگر مسافرين سه نفر باشند : بذر و منى انسانى و منى حيوانى كه مقصود هر يك غير مقصود ديگرى است ؛ بذر به آرزوى رسيدن به منزل نباتى و منى