مىكنند ، و بقيه حق اخوهء ابوينى يا ابى و جدودهء ابى است كه با اتحاد در ذكوريت و انوثيت بالسويه قسمت مىكنند و با اختلاف در آن ، للذَّكر ضِعفُ الانثى .
مسأله 10 - آن كه وارث فعلى ، تمام پنج صنف مىباشند ؛ اخوهء ابوينى يا ابى ، و جدودهء ابى و اخوهء امّى و جدودهء امّى و احد الزوجين ، پس احد الزوجين نصيب اعلى را مىبرند از نصف و ربع . و ثلث مجموع تركه حق اخوهء امّى و جدودهء امّى است كه اين ثلث را مطلقاً بين خود بالسويه قسمت مىكنند كه جد و جدهء امّى و خواهر و برادر امّى همه به قدر يكديگر مىبرند ، و بقيه حق اخوهء ابى و جدودهء ابى است ، للذّكر ضعف الانثى ، كه جد ابى مقدار اخ ابى مىبرد و جدهء ابى مقدار اخت ابى .
و لابد است در اين مقام از تنبيه بر چهار قاعده :
قاعدهء اول : بدان كه حكم اولاد اخوه به عين حكم اولاد اولاد است ، پس چنانچه با وجود اولاد بلاواسطه ولو يك نفر اناث باشد ، اولاد به واسطه ارث نمىبرند . همچنين با وجود اخوه ولو اناث باشد و ابى فقط يا امّى فقط باشد ، اولاد اخوه و لو ابوينى باشند ارث نمىبرند . و ايضاً چنانچه در اولاد به واسطه ارث مَن يَتقرَّبون بِه را مىبرند ، همچنين در اولاد اخوه هم ارث مَن يَتقرَّبون بِه را مىبرند و اين پنج فرض دارد :
فرض اول : آن كه اولاد از يك نفر اخوهء امّى باشد ، مطلقاً سدس تركه را مىبرند فرضاً « 1 » ؛ ولو ده نفر باشند و مختلف باشند در ذكوريت و انوثيت ، و بالسويه قسمت مىكنند .
فرض دوم : آن كه اولاد از دو اخوهء امّى يا زياده باشند ، پس به همه ثلث تركه را مىدهند فرضاً ، و بايد اولًا فرض نمود حيات آن وسائط را و اين ثلث را بين آنها بالسويه قسمت نمود ولو مختلف باشند در ذكوريت و انوثيت ، و بعد قسمت هر يك را بين اولادش ايضاً بالسويه قسمت نمود ولو مختلف باشند در ذكوريت و انوثيت .
هامش
( 1 ) - و بقيه را رداً در صورت انحصار وارث ، و ماتن در همهء فروض حكم فرض را فقط ذكر نموده و حكم رد نيز معلوم است .