مسأله 15 - اگر زن غايب باشد و مرد نداند كه او حائض است و نتواند حال او را به دست بياورد يا مشكل باشد به دست آوردن ، طلاق او صحيح است ، اگرچه بعد معلوم شود كه در حال حيض بوده .
مسأله 16 - اگر زن حاضر باشد و ممكن نباشد حال حيض او را به دست بياورند يا مشكل باشد ، حكمش مثل غايب است .
مسأله 17 - اگر زنى يائسه باشد و آن وقتى است كه زن غير سيده به پنجاه سالگى و زن سيد به شصت سالگى رسيده باشد ، مىشود او را طلاق داد در طهرى كه با او مواقعه كرده است ، و همينطور است دختر نابالغ و زن آبستن .
مسأله 18 - زنى كه به سن زنهايى كه حيض مىبينند رسيده و حيض نمىبيند ؛ چه به واسطهء آن باشد كه خلقتش اينطور است يا عارضهاى براى او رخ داده كه حيض نمىشود ، اگر شوهر با او نزديكى كرد و بخواهد او را طلاق دهد ، بايد از وقت نزديكى سه ماه بگذرد و پس از آن او را طلاق دهد و پيش از سه ماه طلاق باطل است .
مسأله 19 - شرط است در طلاق كه زن معيّن باشد ؛ يا به اسم يا به اشاره يا به هر چه ممكن است كه او را تعيين كند .
صيغهء طلاق
مسأله 1 - طلاق واقع نمىشود مگر آن كه بگويد : « أنتِ طالق » يا « فلانة طالق » و بالجمله بايد به لفظ « طالق » باشد و به غير آن واقع نمىشود ، حتى مثل « أنتِ الطالق » كه الف و لام دارد ، چه برسد به مثل « مطلّقة » يا « طلّقتُ » ، پس به الفاظ غير صريح و كنايه هم واقع نمىشود .
مسأله 2 - چند زن را با يك صيغهء طلاق مىتوان طلاق داد ، مثل اين كه دو زن داشته باشد و بگويد : « هُما طالِقان » يا بيشتر داشته باشد و بگويد : « هُنَّ طَوالِق » .
مسأله 3 - طلاق به غير صيغهء عربى با لغتهاى ديگر در حال قدرت داشتن بر