مسأله 7 - اگر وقت اداى بدهى رسيد و طلبكار مطالبه كرد ، واجب است بر بدهكار به هر وسيله كه براى او ممكن است سعى كند كه بدهكارى را بپردازد ؛ چه به فروش مال التجاره يا زمين يا اجارهء املاك و غير اينها از هر راه كه مىشود ، بلكه اگر كسبى كه منافى با شأنش نيست مىتواند بكند ، احتياط واجب آن است كه كسب كند براى دادن بدهى .
مسأله 8 - لازم نيست بدهكار براى دادن بدهى خود خانهء خود را كه در آن مىنشيند بفروشد و لازم نيست آن چيزى كه احتياج به آن دارد بفروشد ، از قبيل لباس گرچه براى زينت باشد ، و مال سوارى ، و هر مركوبى كه به حسب حالش محتاج به آن است و با نداشتن آن براى او نقصى حاصل مىشود در شرف و آبرو ، و همينطور چيزهايى كه در خانه احتياج به آن دارد از فرش و ظرف حتى كتاب به مقدار احتياج با مراعات حال خود .
مسأله 9 - اگر خانهاى دارد كه زيادتر از مورد احتياج او است بايد زياده را بفروشد و بدهى را بدهد يا خانه را بفروشد و خانهاى به مقدار حاجت بخرد و زيادى را به بدهيش بدهد ، و همينطور در چيزهايى كه دارد و زيادتر از حاجت اوست .
مسأله 10 - اگر خانهء موقوفه پيش او است كه كفايت او را مىكند و نشستن در آن خانه مخالف شأنش نيست و عيبى براى او ندارد ، احتياط واجب آن است كه اگر خانهء ملكى دارد بفروشد و بدهكارى را بدهد و در خانهء وقفى بنشيند .
مسأله 11 - اهمال كردن در اداى بدهى با مطالبهء طلبكار معصيت است ، لكن كبيره بودنش معلوم نيست .
مسأله 12 - قرض كردن بدون حاجت كراهت دارد و با حاجت كراهتش كم مىشود ، بلكه گاهى كراهت ندارد ، و گاهى هم واجب مىشود .
مسأله 13 - قرض دادن به مؤمن از مستحبهاى مؤكد است ، خصوصاً اگر آن مؤمن محتاج باشد .
رساله نجاة العباد و حاشيه بر رساله ارث ملا هاشم خراسانى ( فارسى ) ( موسوعة الإمام الخميني 28 ) — صفحة رسالهء نجاة العباد 278
مساهمون: السيد الخميني
صرسالهء نجاة العباد ٢٧٨