مىنمايند آنچه را كه در تقدير استعدادات در حضرت علميه مىدانستند .
نقل و تأييد
در روايات و مأثورات ولويه و اولياى محمديين - عليهم السلام - به كينونت و تحقق آن بزرگواران در عالم قدر اوّل اشارةً و تصريحاً و تلميحاً از اين سرّ مستسر يا سرّ مقنّع بالسرّ ، پرده برداشته شده است . و اهل اصطلاح و وارد به لسان اين نوع از رواياتْ حق گفتگو در اين قبيل از عويصات را داراست كه :
« ميان عاشق و معشوق رمزى است * چه داند آنكه اشتر مىچراند »
بكير بن اعين ( على ما في الكافي ) از امام باقر - عليه السلام - نقل كرده است :
« إنَّ اللَّه أَخَذَ ميثَاقَ شِيعَتِنَا بالولايةِ ، وهم « ذرٌّ » ، يَوْمَ « 1 » أَخَذَ الميثاقَ عَلَى الذَّرِّ و الإقرارِ لَهُ بِالرُّبوبيّةِ ولِمحمّدٍ بالنُبُوَّةِ » « 2 » .
هامش
( 1 ) - مراد از « يوم » يومِ زمانى نيست ، كما هو الواضح عند أهله ؛ چه آنكه زمان داراىاطلاقات متعدد است . و در اين موضع مناسب است با كريمهء« وَ ذَكِّرْهُمْ بِأَيَّامِ اللَّهِ ». و أسماء حاكم بر زمان و باطنِ زمان همان اسم « الدهر » و « الديهور » و « الديهار » است و وجود قبول تنزلات متعدد كه از آن به « حركت غيبى » تعبير شده است . و اين حركت در قوس صعود ، كه « حركت انعطافى » نام دارد ، از ميل بسايط به تركيبْ جهت حصول مواليد سهگانه آغاز ، و متدرجاً به تدريج زمانى به عالم انسانى ختم مىگردد . و در انسان غير از حركت جوهرى با حركت عَرَضى ، كه از ناحيهء شارح مقدس به عنوان « تكليف » به انسان عرضه مىشود ، موجب عروج در كامل مكمل تا فناء في اللّه ، و در محمديين به « أو أدنى » ختم مىشود .
( 2 ) - الكافي ، ج 1 ، ص 436 ، « كتاب الحجة » ، « باب فيه نتف وجوامع من الرواية في الولاية » ، حديث 1 .