بسيار دقيق مطالب عاليه ذكر شده است . در اين حديث نيز نظم و نسق خاص مراعات نگرديده است .
ديگر آنكه در « خلق نور الأنوار » نيز بايد به توجيه قائل شد . چه آنكه « نور الأنوار » خارج از عالم خلق و كون و نسب خلقيه است ؛ و نيز با تنزل از اين اصل و قبول آنكه بر حقيقت محمديه و مشيت ساريهء مطلقه « نور الأنوار » اطلاق گرديده است . اما در جملهء « خلق الأنوار » مراد از « أنوار » عقول طوليه و نفوس اسپهبديه است كه كلًا از مراتب نور و جلوات نور مطلقاند .
ديگر آنكه اگر مراد از « نور الأنوار » حقيقت غيبيه باشد و از آن ، نور ذات و حقيقت نور كه لايُدْرك ويدرك به ، والضياء يُدرك ويدرك به مراد شده باشد ، مراعات ترتيب نشده است . ولى با ملاحظهء اينكه در نسخ معتبر آمده :
« خَلَقَ نُورَ الأنوار الَّذي نُوِّرَتْ منه الأنوارُ ، وأَجْرَى فيه من نوره الَّذي نُوِّرَتْ منه الأنوارُ ، و هو النّور الَّذي خَلَقَ منه محمّداً » .
عبارت نظم خاص خود را داراست . چه آنكه نور الأنوار همان « فيض مقدس » است كه انوار ، يعنى حقايق نوريه ، از آن متنوِّرند . و از همين « نور الأنوار » است اولين جلوهء احمدى و علوى - عليهما السلام - كه به تحقيق پيوسته است كه مكرر حضرت ختمى مرتبت فرمودهاند :
« أَنا وعليٌّ من نورٍ واحدٍ » ؛ و « أَنا وعليٌ من شجرةٍ واحدةٍ » .
بنابراين ، عالم انوار عبارت است از عوالم جبروتيه ، كه اولين منزل از منازل غيبِ هويت است ؛ و به اعتباري نيز از آن عالم به « المنزل الثاني للغيب الهوية الإلهية » تعبير كردهاند ؛ و از عالم مثال « المنزل الثالث للغيب الهوية » قصد
مصباح الهداية إلى الخلافة والولاية ( فارسى ) ( موسوعة الإمام الخميني 44 ) — صفحة مصباح الهداية 158
مساهمون: السيد الخميني
صمصباح الهداية ١٥٨