اين انقلاب دير تحقق پيدا كرد و لا اقل در اول سلطنت جابرانهء كثيف محمد رضا تحقق نيافت ؛ و اگر شده بود ، ايران غارتزده غير از اين ايران بود .
و وصيت من به نويسندگان و گويندگان و روشنفكران و اشكالتراشان و صاحبعقدگان آن است كه به جاى آنكه وقت خود را در خلاف مسير جمهورى اسلامى صرف كنيد و هر چه توان داريد در بدبينى و بدخواهى و بدگويى از مجلس و دولت و ساير خدمتگزاران به كار بريد ، و با اين عمل كشور خود را به سوى ابرقدرتها سوق دهيد ، با خداى خود يك شب خلوت كنيد و اگر به خداوند عقيده نداريد با وجدان خود خلوت كنيد و انگيزهء باطنى خود را كه بسيار مىشود خود انسانها از آن بيخبرند بررسى كنيد ، ببينيد آيا با كدام معيار و با چه انصاف خون اين جوانان قلم قلم شده را در جبههها و در شهرها ناديده مىگيريد و با ملتى كه مىخواهد از زير بار ستمگران و غارتگران خارجى و داخلى خارج شود و استقلال و آزادى را با جان خود و فرزندان عزيز خود به دست آورده و با فداكارى مىخواهد آن را حفظ كند ، به جنگ اعصاب برخاستهايد و به اختلافانگيزى و توطئههاى خائنانه دامنمىزنيد و راه را براى مستكبران و ستمگران باز مىكنيد . آيا بهتر نيست كه با فكر و قلم و بيان خود دولت و مجلس و ملت را
وصيت نامه سياسى الهى امام خمينى ( ره ) ( فارسى ) — صفحة 77
مساهمون: السيد الخميني
ص٧٧