نفس خويش تأكيد شده است ؛ چه آنان - عليهم السلام - مىدانستند پيامدهاى اين مصيبت را ، و ما از آن غافل هستيم .
پسرم ! گناهان را ، هر چند كوچك به نظرت باشند ، سبك مشمار ؛ « انْظُرْ إلى مَنْ عَصَيْتَ » « 1 » ، و با اين نظر ، همهء گناهان ، بزرگ و كبيره است . به هيچ چيز مغرور مشو و خداى تبارك و تعالى را كه همه چيز از او است و اگر عنايت رحمانىاش از موجوداتِ سراسرِ عالمِ وجود لحظهاى منقطع شود ، اثرى حتى از انبياى مرسلين و ملائكهء مقربين باقى نخواهد ماند ؛ چون همهء عالم جلوهء رحمانيت او - جلّ و علا - است و رحمت رحمانى او - جلّ و علا - به طور استمرار - با كوتاهى لفظ و تعبير - مُبقى نظام وجود است « وَلا تكرارَ في تَجَلّيه جلَّ و علا » « 2 » و گاهى تعبير شود از آن به بسط و قبض فيض على سبيل الاستمرار ، در هر حال حضور او را فراموش مكن و مغرور به رحمت او مباش ، چنانچه مأيوس نبايد باشى . و مغرور به شفاعت شافعان - عليهم السلام - مباش كه همهء آنها موازين
هامش
( 1 ) - « بنگر چه كسى را نافرمانى كردهاى » . ( الأمالي ، شيخ طوسى ، ص 528 ، مجلس 19 ؛ بحار الأنوار ، ج 74 ، ص 77 ، حديث 3 )
( 2 ) - « تكرار در تجلّىِ خداوند نيست ، يعنى او را دو تجلّى مثل هم نمىباشد » .