مقامى محسوب نكنيم و به آن افتخار نكنيم كه تا ابد محبوس در چاه ويل خودخواهى و خودبينى شويم .
در نقلى است كه « خداوند تعالى به يكى از انبياى خود خطاب كرد كه يكى را كه از خود بدتر مىدانى به ما عرضه كن ، و او لاشهء مردار حمارى را چند قدم كشاند كه عرضه كند و پشيمان شد خطاب شد كه اگر آورده بودى از مقام خود سقوط كرده بودى » . من نمىدانم كه اين نقل اصلى دارد يا نه ، لكن در آن مقام كه اوليا هستند شايد نظر به برترىِ خود ، سقوط آورد كه آن خودبينى و خودخواهى است ، اگرچه به اين گونه .
راستى چرا پيمبر خاتم - صلى اللَّه عليه وآله و سلم - از ايمان نياوردن مشركان آن گونه تأسف و تأثر جانفرسا داشت كه مخاطب شد به خطاب
فَلَعَلَّكَ باخِعٌ نَفْسَكَ عَلى آثارِهِمْ إِنْ لَمْ يُؤْمِنُوا بِهذَا الْحَدِيثِ أَسَفاً
« 1 » ؛ جز آن كه به همهء بندگان خدا عشق مىورزيد و عشق به خدا ، عشق به جلوههاى او است . او از حجابهاى ظلمانى خودبينىها و خودخواهىهاى منحرفان كه منجر به شقاوت آنان و منتهى به عذاب اليم جهنّم كه ساخته و پرداختهء اعمال آنان است رنج مىبرد و سعادت همه را مىخواست ؛ چنانچه براى سعادت همه مبعوث شده بود و مشركان و منحرفان كوردل با او كه براى نجات آنان آمده بود دشمنى مىكردند .
ما و تو اگر توفيق يابيم كه بارقهاى از اين عشق به جلوههاى حق كه در اولياى او است ، در خود ايجاد كنيم و خير همه را بخواهيم ، به يك مرتبه از كمال
هامش
( 1 ) - « اى رسول نزديك است كه اگر امّت به قرآن ايمان نياورند جان عزيزت را از شدّت حزنو تأسّف بر آنان هلاك سازى » . ( الكهف ( 18 ) : 6 )