گواهى مىدهد 121 ) .
و پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مى فرمايد : ( بخشى از قرآن بخش ديگر را تصديق مىكند 122 ) .
و نيز مى فرمايد : ( هر كه قرآن را به رأى خود تفسير كند ، براى خود در آتش جايگاه مى سازد 123 ) .
مثالى ساده براى تفسير قرآن به قرآن : خداى تعالى در قصه عذاب قوم لوط در جايى مى فرمايد : ( برايشان باران بد ، بارانيديم ) 124 و در جاى ديگر ، اين كلمه را به كلمه اى ديگر تبديل كرده مى فرمايد : ( برايشان سنگ بارانيديم 125 ) . و از انضمام آيه دوم به آيه اول روشن مىشود كه مراد از باران بد ، سنگهاى آسمانى است كسى كه با نظر كنجكاوى و در احاديث اهل بيت و در رواياتى كه از مفسرين صحابه و تابعين در دست است رسيدگى نمايد ترديد نمى كند كه روش تفسير قرآن به قرآن تنها روش ائمه اهل بيت عليهم السّلام مى باشد .
ظاهر و باطن قرآن
چنان كه فهميديم قرآن كريم با بيان لفظى خود مقاصد دينى را روشن مىكند و دستوراتى در زمينه اعتقاد و عمل به مردم مىدهد ولى مقاصد قرآن تنها به اين مرحله منحصر نيست بلكه در پناه همين الفاظ و در باطن همين مقاصد مرحله اى معنوى و مقاصدى عميقتر و
هامش
( 121 ) نهج البلاغه ، خطبه 231 در پاورقى قرآن در اسلام نيز هست .
( 122 ) درالمنثور ، ج 2 ، ص 6 .
( 123 ) تفسير صافى ، ص 8 . بحار ، ج 19 ، ص 28 .
( 124 ) سوره شعراء ، آيه 127 .
( 125 ) سوره حجر ، آيه 74 .