بخشى از فضاى دلنشين و نامتناهى بيرون از خود را ارائه مىدهد و هيچ كدام از خود چيزى ندارد .
و از اين روى قرآن كريم در آيات ديگرى هر جمال و كمال را از آن ساحت كبريا مىشمارد چنان كه مىفرمايد :
« هُوَ الْحَيُّ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ »
« 1 »
اوست زنده خدايى جز او نيست .
« أَنَّ الْقُوَّةَ لِلَّهِ جَمِيعاً »
« 2 »
اين كه همهء قوه و نيرو از آن خداست )
« فَإِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمِيعاً »
« 3 »
به درستى همه عزت از آن خداست .
« و هو العليم القدير » « و هو السميع البصير » .
« اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ لَهُ الْأَسْماءُ الْحُسْنى »
« 4 »
خدا جز او خدايى نيست هر نامى كه نيكوتر است از آن اوست .
به مقتضاى اين آيات همه زيبايىهايى كه در جهان هستى جلوهگر است حقيقت آن از آن ساحت كبريا مىباشد و براى ديگران چيزى جز مجاز و عاريت باقى نمىماند .
در تأكيد اين بيان قرآن مجيد با بيانى ديگر توضيح مىدهد كه جمال و كمال در هر يك از آفريدههاى جهان محدود و متناهى است و نامحدود و نامتناهى آن پيش خداست :
هامش
( 1 ) . مؤمن ، آيه 65
( 2 ) . بقره ، آيه 165
( 3 ) . نساء ، آيه 139
( 4 ) . طه ، آيه 8