كه هدايت و رحمت است براى جمعى كه ايمان مىآورند ، اينان نگران نيستند مگر تأويل آن را روزى كه تأويلش مىآيد ( روز قيامت ) كسانى كه بيشتر آن را فراموش كرده بودند مىگويند - اعتراف مىكنند - كه فرستادگان خداى - در دنيا - بهسوى ما به حق آمده بودهاند .
3 - آيهء كريمه :
« وَ ما كانَ هذَا الْقُرْآنُ أَنْ يُفْتَرى
- تا آنجا كه مىفرمايد -
بَلْ كَذَّبُوا بِما لَمْ يُحِيطُوا بِعِلْمِهِ وَ لَمَّا يَأْتِهِمْ تَأْوِيلُهُ كَذلِكَ كَذَّبَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَانْظُرْ كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الظَّالِمِينَ »
« 1 »
اين قرآن افترا نبود - تا آن جا كه مىفرمايد - بلكه اينان تكذيب كردند چيزى را كه به علمش احاطه نداشتند در حالى كه هنوز تأويل آن براى آنان نيامده - براى ايشان مشهود نشده - به همين نحو كسانى كه پيش از اينان بودند تكذيب نمودند پس نگاه كن كه سرانجام ستمكاران چگونه بود .
و به هرحال « تأويل » از كلمهء « اول » به معناى رجوع است و مراد از « تأويل » آن چيزى است كه آيه به سوى آن برمىگردد و مراد از تنزيل در مقابل تأويل معناى روشن و تحتاللفظ آيه مىباشد .
يا - معناى تأويل پيشمفسرين و علما
در معناى تأويل اختلاف شديد دارند و با تتبع اقوال در تأويل ممكن است به بيشتر از ده قول برخورد ولى آنچه مشهورتر از همه اقوال مىباشد دو قول است :
1 . قول قدما كه تأويل را با تفسير - محصل معناى كلام - مرادف مىگرفتند و بنابر اين همه آيات قرآنى تأويل دارند لكن به مقتضاى آيه
« وَ ما يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ »
تأويل
هامش
( 1 ) . يونس ، آيه 39