الْكِتابَ بِالْحَقِّ لِيَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ فِيمَا اخْتَلَفُوا فِيهِ »
« 1 »
مردم يك امت بودند . - در حال سادگى بدون اختلافات زندگى مىكردند پس از آن اختلافات پيدا شد - پس خدا پيغمبران را در حالىكه نويد دهنده و ترساننده بودند برانگيخت و با ايشان به حق كتاب - شريعت - نازل كرد تا در اختلافات مردم حكم كند .
و باز مىفرمايد :
« إِنَّا أَوْحَيْنا إِلَيْكَ كَما أَوْحَيْنا إِلى نُوحٍ وَ النَّبِيِّينَ مِنْ بَعْدِهِ
- تا آنجا كه مىفرمايد -
رُسُلًا مُبَشِّرِينَ وَ مُنْذِرِينَ لِئَلَّا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ »
« 2 »
ما به سوى تو وحى فرستاديم چنان كه وحى فرستاديم به سوى نوح و پيغمبران پس از نوح - تا آن جا كه مىفرمايد - پيغمبران و فرستادهشدگانى كه نويد دهنده و ترساننده بودند براى اين كه مردم بر خدا حجت نداشته باشند - بلكه حجت خدا بر مردم تمام شود .
چنان كه پيداست آيه اولى طريق وحى و نبوت را تنها راه رفع اختلافات مردم تشخيص مىدهد و آيه دوم وحى و نبوت را دليل منحصر به فرد اتمام حجت معرفى مىكند و لازمهاش اين است كه عقل براى نشان دادن راه و اتمام حجت كافى نباشد ؛ يعنى اگر پيغمبران مبعوث نبودند و احكام الهى تبليغ نمىشد و مردم ظلم و فساد مىكردند به مجرد اين كه عقل داشتند و قبح ظلم و فساد را مىفهميدند در پيشگاه خدا قابل مؤاخذه نبودند .
7 - اشكال و جواب
اشكال : شما به اين عذر كه عقل نمىتواند جلو نقض قوانين و تخلفات مردم را
هامش
( 1 ) . بقره ، آيه 212
( 2 ) . نساء ، آيه 165