تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادنامه علامه شريف رضى ( فارسى ) — صفحة 223

مساهمون:

ص٢٢٣
معرفى نسخهء عيون المعجزات . و 1456 : در معرفى نسخهء قصص الانبياء و 1492 : در معرفى نسخهء كشف المحجة لثمرة المهجة ، و 1595 الى 1628 : در معرفى نسخه‌اى از نهج البلاغه كه در بيشتر صفحات نام رضى ياد شده است . نويسنده محترم در اين جا مىنويسند كه رضى و مرتضى هر دو ابو اسحق صابى شاعر را رثا گفته‌اند ، كه نكته جالبى است و ما در همين مقاله ، در اين باره كه آيا سيد مرتضى هم صابى را مرثيه گفته يا نه و آيا سخن منسوب به وى در مورد صابى و برخورد نا مطلوب او با شعر برادرش رضى در مرثيه صابى صحت دارد يا نه سخن گفته‌ايم : و نيز در اين قسمت از فهرست كه برخى اشعار شريف رضى را آورده مصراع :
« و بمصر الخليفة العلوى »
را
« و بمصر الخليفة الفاطمى »
آورده است ، كه ظاهرا درست نيست . و نيز بيت :
« انّ ذلى بذلك الجوعز * و اوامى بذلك النقع رى »
را چنين آورده :
« ان جوعى بذلك الربع شبع * و اوامى بذلك الظل رى »
و در ديوان به صورتى كه ما نقل كرديم آمده است و اصولا از ديدگاه ادبى ، تشنگى در سايه ، تعبير ادبى زيبايى نيست . مع ذلك در اين قسمت از فهرست ، اطلاعات جامع و مفيدى راجع به شريف رضى و نسخه‌هاى نهج البلاغه و شروح آن ، ارائه شده است و صفحه 1964 در معرفى نسخه قاطعة اللجاج از محقق كركى . كه گويا بر وى خرده گرفته بوده‌اند كه چرا در دستگاه صفويان وارد شده است و چرا آن همه املاك دارد . در پاسخ ، از توانگرى سيد مرتضى و رضى سخن به ميان آورده است و 2086 : در معرفى نسخهء نزهة الارواح كه ظاهرا مجازات نبويه سيد رضى جزء منابع اين كتاب بوده است و از آن مطلب نقل كرده است ، 2157 : در معرفى نسخهء تحفة الائمة ، در اين جا نام سيد مرتضى و سيد رضى ، مىرسيد مرتضى و مير سيد رضى الدين نقل شده است كه آن دو بزرگوار با اين نامها شهرت ندارند و ما ، در