در حالتي كه ظواهر در أصول عقايد مطلقا حجيّت ندارد و آنهمه اختلافات در أصول عقايد در امت ناشى از عدم رعايت اين مسأله است .
مناسب بود بقيّهء مباحث مربوط بأمور عامه را در ضمن يكشاهد بيان نمايد و ليكن مصنّف تتمهء مباحث مربوط بأمور عامّه را در ضمن شاهد چهارم تقرير نموده است .
شاهد چهارم [ مشتمل بر اشراقاتى است ]
شاهد رابع نيز مشتمل بر اشراقاتى است كه مباحث أمور عامه در ضمن اين اشراقات تقرير شده است .
« اشراق أول » در متقدّم و متأخّر و اقسام اين دو ، است . اين مبحث را بطور اختصار با ذكر چند نكتهء دقيق بيان نموده « 1 » ( از ص 59 تا 63 ) .
« اشراق ثاني » در وحدت و كثرت است . وحدت و كثرت نسبت بوجود از عوارضى هستند كه وجود در اتصاف به آنها احتياج به تخصّص استعداد ندارد .
« اشراق ثالث » در اقسام تقابل و غيريّت است اين مباحث را در أسفار مفصّل و در اين كتاب مختصر بيان كرده است . برطبق مسلك خود كه اصالت وجود و اعتباريت ماهيت باشد ملا صدرا وحدت را نظير وجود از اعراض نميداند و معتقد است كه امرى زايد بر حقايق خارجيه نيست . اصولا وحدت با وجود در جميع احكام
هامش
( 1 ) - بنابر وحدت وجود و تشكيك خاص الخاصي مىشود حقيقت وجود باعتبار غناء عن العالمين و عدم تعين نه متقدم باشد و نه متأخر ولى باعتبار تجلى و ظهور در أعيان و خفاء در كسوت حقايق در مرتبهيى متأخر و در مقامى متقدم باشد ولى بالذات تأخر و تقدم بنابر مسلك أهل اللّه بامرى خارج از أصل وجود نيست .
ديگر آنكه تقدم وجود بر وجود باعتبار حصول كثرت وجودي تقدم « به حق لازم و تأخر بقضاء حتم » و تقدم وجود بر ماهيت تقدم بالحقيقه . أسفار اربعه ط ح 1282 ه ق فصل در حدوث و قدم و بيان اقسام و تقدم و تأخر ص 256 تا 259