است از براي كسانى كه در خود امكان حصول معرفت را از راه تصفيه و طريق كشف نمىبينند سلوك طريق برهان لازم و واجب است « الميسور لا يسقط بالمعسور و ما لا يدرك كلّه لا يترك كلّه » .
طريقهء سلوك و سير از طريق كشف همان طريقهء اولو العزم از انبياء است أولياء حق بواسطهء تجافى از عالم مادّه و دار غرور و خرق استار امكانى بأصل وجود حق و أصل شدهاند و قيامت خود را در همين نشأه شهود نمودهاند و تابعان خود را نيز به عين جمع واحديت وجود دعوت كردهاند . در قرآن كريم و مأثورات نبوى و اخبار واردهء از أهل طهارت اين معنى بطور كامل ذكر شده است مثل آيهء شريفهء :
« إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ »
و
« وَ أَنَّ إِلى رَبِّكَ الْمُنْتَهى »
از حضرت رسول نقل شده است « انى لست كاحدكم ، أبيت عند ربّى يطعمنى و يسقينى » .
مشاهدهء صريح وجود حق با رفض تعيّنات امكانى مطلوب واقعى أهل اللّه است شهود حق در اين نشأه از براي كمّل از أولياء حاصل گرديده است . به همين معنى در كلام معجز نظام حضرت على ( ع ) اشارت رفته است « لو كشف الغطاء ما ازددّت يقينا ، رأيت ربّى به عين قلبى ، ما رأيت شيئا الا و رأيت اللّه قبله و بعده و معه و فيه » . رفع حجب در قيامت كبرى از براي جميع افراد انسان در مقام رفض تعيّنات و تجلى حق باسماء قاهره و صعق من في السّماوات و من في الأرض حاصل مىشود .
ما در شرح خود بر مقدّمهء قيصرى و شرح بر فصوص الحكم شيخ اكبر و شرح بر نصوص اين معنى را مفصّلا بيان كردهايم و در تعليقات بر اين كتاب نيز اين معنى را تقرير نمودهايم « 1 » .
هامش
( 1 ) - رجوع شود به شرح مقدمهء قيصرى 1385 ه ق ص 564 تا ص 585 .