عاقبت كار خويش آگاه گردند ، تا به سعادت عُظمى مستسعد و به نعيم ابدى عُقبى فايز شوند .
به رخش علم و چوگان عبادت * ز ميدان در رُبا گوى سعادت
تو را از بهر اين كار آفريدند * اگرچه خلق بسيار آفريدند « 1 »
و كُتب و رُسل نيز به جهت اين مطالب نازل و وارد است ، چنان كه عقول صحيحه و نقول صريحه بر آن دليل و شاهد است ، و هر كه اصول اين دانشها را به اعتقادِ جازم ، در زمين دل خود بكارد ، و به آب مجاهده و عمل صالح در دنيا پرورش دهد ، در آخرت از براى او درختى شود كه در سايهء آن استراحت كند و هر ميوهاى كه دلش آرزو كند از آن بچيند و هرگز ثمر آن آخر نگردد
« طُوبى لَهُمْ وَ حُسْنُ مَآبٍ »
« 2 » .
و آن اصول ، در قرآن مجيد به دلايل واضحه مبيّن شده بر نَهجى قريب كه هم خواصّ را از آن بهره است و هم عوام را نصيب ، ليكن اكثر مردمان از آن اعراض نموده طريق ديگر از براى تحصيل آن پيدا كردهاند و خود را از مطلب دور افكنده و به راههاى مختلف رفتهاند ، كأنّ طريق دلالت را از قرآن نيافتهاند ، يا دلايل خود را اقوى از حُجَج حقّ گمان كردهاند ! . تَعالَى اللَّهُ عَنْ ذلِكَ .
بنابراين ، فقيرِ حقير ، خاكِ راه علما : محسن بن مرتضى را بخاطر رسيد كه كلمهاى چند در بيان « اصول عقايد دينيه » بر مِنهَج اهل حقّ كه فرقهء ناجيهاند به فارسى بنويسد براى ارشاد سالكان مبتدى مبنى بر بيان و تبيانى كه حقّ تعالى در محكمات قرآن فرموده و مبتنى از دليل و راهى كه پيغمبر ما صلى الله عليه و آله در جوامع كَلِم
هامش
( 1 ) - شبسترى ، گلشن راز .
( 2 ) - الرّعد : 29 . : « ايشان راست زندگانى خوش و بازگشت نيكو » .