مأكوله غذاى جسم ، وهمچنانكه غذاى طيّبِ جسمانى تقويم « 1 » بدنِ اصِحّا مىكند نه مريض ، چه بيمار از اغذيهء طيّبه متضرّر مىشود و بسا باشد كه باعث هلاك او شود ، همچنين غذاى طيّبِ روحانى كه علم است تقويم ارواح اصحّاء النّفوس مىكند نه مريض النّفس « 2 » .
پس طالب علم بايد كه ، اوّلًا ذات خود را از امراض روحانى و هواجس « 3 » نفسانى تنقيه كند و بعد از آن متعرّض تحصيل علم شود . و اين قوم اكثر در اوان جهالت و خُبث سريرت كه نفوس ايشان مبتلا مىباشد به انواع امراض نفسانى و اخلاق شيطانى بىتنقيهء سر و تهذيبِ نفس مشغول به تناول غذاى روح كه عبارت است از علم مىشوند ، هر آينه به تراكم آن امراض مبتلا مىباشند .
شست و شويى كن و آنگه به خرابات خرام * تا نگردد ز تو اين خانهء پاك آلوده « 4 »
و ثانياً ، به جهت آنكه بيشتر آنانى كه دعوى علم و دانش مىكنند از فضيلت علم عاريند ، بلكه اقتصار بر تعلّم اصطلاحات اين قوم نمودهاند و در نفس الامر جُهّالند و نزد عوام و جُهّال علمااند . پس فى الحقيقه حسد در اين قوم نيست ، بلكه در متشبّهان به ايشان است ،
« يَعْلَمُونَ ظاهِراً مِنَ الْحَياةِ الدُّنْيا وَ هُمْ عَنِ الْآخِرَةِ هُمْ
هامش
( 1 ) - الف : « تقويت » .
( 2 ) - الف و ب : « النّفوس » .
( 3 ) - وساوس .
( 4 ) - از ديوان حافظ . و در آن اين گونه نقل شده : « تا نگردد زتو اين دير خراب آلوده » .