بر چهره مىانداخته است : « درين سخن بوذند كى ماه روى سلسله موى از در درآمذ .
روى چون حاصل نكوكاران * زلف چون نامهء گنهكاران
چون ماه كى از ميغ بيرون آيذ از نقاب بيرون آمذ و چون نيام كى از تيغ جذا شوذ از چادر جذا شذ . » ص 580 .
« . . . مرگ بنزديك عاقل از زندگانى بنفاق بسى بهتر بوذ و هجران از مواصلت بىفايده بسى سودمندتر . اين بگفت و چادر در سر گرفت و بخانهء پذر آمذ . » ص 584 .
« . . . قاضى گفت زنرا مىشناسيذ گفتند بنگريم تا اوست يا نه . پس نزديك زن آمذند تا سحاب نقاب از آفتاب روى او دور كنند و بنگرند تا اوست يا نه .
جوانمرد گفت چه خواهند كرد با آن سر پوشيده . وكيل گفت زنرا برهنه روى و مكشف القناع بنگرند تا خوذ مىشناسند يا نه . . . » ص 585 . و البته مرد نسبت ، به حجاب زن خويش تعصب داشته و حاضر نبوده است نظر بيگانه و نامحرمى بر چهرهء همسر وى بيفتد : « . . . در حبس روم تا بآهستگى گزارده شوذ و نگذارم كى نظر نامحرم بر روى وى آيذ و بيگانگان چهرهء او بيننذ . » ص 586 .
شيوهء تدوين و نگارش
فرائد السلوك مجموعهايست تركيبيافته از خطبهء كتاب و فصلى در كيفيت شروع و تأليف آن و ده باب در فضايل آداب ملوك بدين شرح :
الباب الاول فى فضائل العقل و ميامن نتائجه
الباب الثانى فى فضائل العلم و منافع فوائده
الباب الثالث فى فضائل العدل و الحث عليه و تحذير عن الظلم
الباب الرابع فى فضائل الجود و سعادة عواقبه
الباب الخامس فى فضائل العزم و مناقب نتائجه
الباب السادس فى فضائل الحزم و مكارم منافعه
الباب السابع فى فضائل الحكمة و نوادر نتائجها
الباب الثامن فى فضائل الشجاعة و محاسن فوائدها
الباب التاسع فى فضائل العفة و سعادة عواقبها
الباب العاشر فى مكارم الاخلاق و تهذيبها
خطبه با سپاس و ستايش به درگاه حق تعالى شروع شده و سپس نويسنده به نعت پيغامبر اكرم ( ص ) و وصف خلفاء راشدين پرداخته و در پايان آن بطريق حكماى الهى و متكلمين از كيفيت آفرينش جهان و خلق و پيدايش موجودات عالم سخن گفته و رشتهء كلام را به شرح طبقات موجودات و درجات آنها از جماد و نبات و حيوان و انسان و نيز بيان مراتب آدميان نسبت به تقرب ايشان به درگاه خداوند