خلاصهء اصطلاح فوق چنين مىشود كه بسط عبارتست از تقطيع اسامى حروف - و تكسير آنست كه اجزاء اسامى حروف را مقطّع كنند .
امّا تكسير عددى آنست كه عدد حروف مبسوطه يعنى اسامى حروف را مشتمل بر مجموع زبر و بيّنه ، باجزاء مقطّع نويسند . - مثلا حرف مكتوب الف كه اوّل حروفست به حساب جمّل يكى است و اسم ملفوظش [ ا ل ف ] صد و يازده مىشود - پس در تكسير به فارسى نويسند : [ ى ك ى س ى ه ش ت ا د ] كه خوانده مىشود ( يكى سى هشتاد ) - و بتازى [ ا ح د ث ل ا ث و ن ث م ا ن و ن ] يعنى ( احد ثلاثون ثمانون ) .
تكسير اعداد حروف به فارسى يا عربى بسته بسليقه و طرز عمل است و نتيجهاش مخصوصا در اعمال جفر به خوبى آشكار مىشود .
گاهى تكسير را مرادف وفق به كار مىبرند ، به اين معنى كه مثلا يكى از اسماء الهى يا جملهيى متبرّك را براى منظورى در شكل سه اندر سه يا چهار اندر چهار و غيره طورى مىنويسند كه از هر طرف ابتدا كنى همان كلمه خوانده شود به ترتيبى كه پيش در وفق اعداد گفتيم ، و اين عمل را باصطلاح تكسير ذو الكتابه مىگويند .
امّا اين معنى ظاهرا مجازى است از باب تسميهء كلّ باسم جزء .
صاحب مفتاح السّعاده « 1 » و كشف الظّنون ظاهرا معنى حقيقى بسط و تكسير را نمىدانسته و در تعريف آن يكى از اعمال جفرى را نوشتهاند
هامش
( 1 ) - مفتاح السعاده و مصباح السّياده تأليف احمد بن مصطفى معروف بطاش كبرىزاده متوفّى 962 كه در حدود 948 تأليف شده و از مصادر و مآخذ مهم كشف الظّنون بوده و در بسيارى از مواضع از جمله همين موضوع بحث ، عين عبارات او را نقل و باز گوى كرده است !