و ممّا حهلى على اساحها ( ظ : حملنى على انتساخها ) ما مرّ ان العلم بكلّ شىء خير من الجهل به » .
نگارنده خود نسخهء عربى را نديدهام تا با نسخهء فارسى مقابله كنم .
امّا در صورتى كه با هم متّحد باشد محتمل است كه اصل فارسى از شيخ و عربى از ديگرى ، يا بر عكس ، يا هر دو از خود شيخ باشد كه يك بار به فارسى و يك بار به عربى نوشته چنان كه يكى ترجمهء ديگرى است . - نظير اين عمل در آثار خود شيخ و علماى قديم ديگر فراوانست مانند كتاب التفهيم كه ابو ريحان به فارسى و عربى هر دو نوشت - و سيّد اسماعيل جرجانى كتاب ذخيره ، و مسعودى كتاب جهان دانش را اوّل بار به فارسى تأليف كردند و بعد آن را عينا به عربى ترجمه نمودند - در مورد خود شيخ هم گويند كه رسالهء علم النفس يا روانشناسى را به فارسى و عربى هر دو نوشته و اصل عربى فصول نام داشته است .
ضمنا يادآور مىشوم كه در كشف الظّنون و ساير مآخذ كه در جزو مؤلّفات شيخ از كنوز المعزّمين نام برده هيچ كدام اين جهت را صريحا معيّن نكردهاند كه فارسى است يا عربى . و در صورتى كه نسخهء عربى آن موجود باشد اظهار نظر قطعى در اين باره كه يكى بخصوص يا هر دو از شيخ باشد دشوار و محتاج بتحقيق و تامّل بسيار است و اللّه الموفّق .
رفع شبههء عدم انتساب رساله بشيخ
ادلّهء انتساب كتاب را بشيخ دانستيم - امّا شبههء عدم انتساب آن بشيخ سه چيز است .