مانند اكثر همكاران خود بيش از نامى مبهم و مشكوك از آن سراغ نداشت .
بعد از آنكه بوجود نسخه در ايران و نام صحيح و موضوع تأليف آگاهى يافت ، در خصوص انتسابش بشيخ رئيس ابو على سينا مردّد و شك زده گرديد ، از اين جهت كه انشاء و اسلوب عبارات كتاب را با منشآت معمول زمان شيخ مخصوصا آثار فارسى محقّق خود او از قبيل قسمتى از دانشنامه يا حكمت علائيه كه از خود شيخ است « 1 » چندان شبيه نيافت - و نيز گفت كه موضوع افسون و نيرنگ و عزائم و طلسمات ظاهرا با براهين عقلى كه جمهور فلاسفهء مشّائى در دست دارند سازگار نمىشود - و چون شيخ رئيس را يك نفر فيلسوف مشّائى ميدانيم طبعا اين سؤال پيش مىآيد كه فيلسوف برهانى را با تخييلات وهمى و تسويلات شيطانى چه كار ؟
اينك دليل انتساب رساله بشيخ و رفع شبههء خلاف آن را شرح مىدهم .
ادلهء انتساب رساله بشيخ
دليل انتساب تأليف رساله بشيخ رئيس ابو على سينا چهار چيز است .
الف : در مقدّمه و عنوان كتاب در همه نسخ قديم و جديد كه تا كنون به نظر ما رسيده است تأليف آن را بشيخ نسبت دادهاند . و قديمترين نسخ كه بدست اين جانب افتاده متعلّق بقرن هشتم و نهم هجرى است و به اين قرار مسلّم مىشود كه قدر متيقّن از حدود پنج قرن پيش تا كنون انتساب كتاب بشيخ محرز و مشهور بوده ، و كسى خلاف آن را مدّعى نشده است .
هامش
( 1 ) قسمتى از دانشنامه را كه مربوط بحكمت تعليمى و علوم رياضى است ابو عبيد عبد الواحد جوزجانى شاگرد شيخ براى تكميل اقسام حكمت نظرى از روى مؤلّفات ديگر استاد اقتباس كرده و بر آن افزوده است .