در دم واپسين ياد كردند [ 1 ] و كتاب شفا را در ملأ عام سوزاندند [ 2 ] و وقاحت را تا جايى رساندند كه ابن سينا را از جمله مخانيث دهريّه خواندند [ 3 ] و اين در حالى است كه در حوزههاى علمى تشيّع از او با جلالت و بزرگى ياد مىكردند . مير داماد استرآبادى او را رئيس فلاسفة الإسلام [ 4 ] و رئيس المشّائيّة من فلاسفة الاسلام [ 5 ] مىخواند و به شريك بودن با او در رياست افتخار مىكند [ 6 ] و صدر الدّين شيرازى او را شيخ الفلاسفة مىخواند [ 7 ] و از شفاى او و تحصيل شاگرد او ، بهمنيار بن مرزبان ، به عنوان كتب اهل فن استناد مىجويد [ 8 ] .
مهمترين بخش كتاب الشّفاء بخش الهيّات است . در كتب فلسفهء اسلامى از الهيّات تعبير به علم ما بعد الطبيعة و فلسفهء اولى و علم الهى شده است . وجه تسميه به الهيّات آن است كه ثمره و نتيجهء اين علم شناخت خداوند و فرشتگان اوست و ما بعد الطّبيعه از آن جهت است كه در معرفت ، پس از شناخت طبيعيّات محسوسه قرار مىگيرد و هر چند كه در وجود قبل از طبيعت است و اين علم فلسفهء اولى است ، براى آنكه معرفت مبادى اوليّه و صفات عامّه و كليّهاى كه وسايل شناخت آن مبادى هستند از اين علم به دست مىآيد [ 9 ] . علم الهى نيز تعبير ديگرى از الهيّات است . در هر حال به هر اسمى كه خوانده
هامش
( 1 ) ابن نجاء الاربلى آخرين سخنى كه هنگام مرگ گفت اين بود : « صدق اللّه العظيم و كذب ابن سينا » بغية الوعاة ، ص 226
( 2 ) الكامل فى التاريخ ، ذيل حوادث سال 555 .
( 3 ) رشف النصائح الايمانية فى كشف الفضائح اليونانية ، ص 25 .
( 4 ) قبسات ، ص 487 .
( 5 ) السبع الشداد ، ص 8 .
( 6 ) مير داماد با تعبيرات : الشريك الرياسى ، الشريك الرئيس و الشريك فى الرئاسة از او ياد كرده است .
قبسات ، ص 487 .
( 7 ) مفاتيح الغيب ، ص 507 .
( 8 ) الاسفار العقليّة ، ج 2 ، ص 337 .
( 9 ) المعتبر ، ج 3 ، ص 3 .