كند ، فاتحانى كه از خارج وارد مىشدند و همه جا را خراب مىكردند و به آتش مىكشانيدند ، اين اعمال زشتى كه از طرف حكومت نسبت به افراد بيگناه انجام گرفت فراموش نمىشود .
عمال حكومت طلاب بيگناه را مورد ضرب و قتل قرار دادند ، و خود را با پستترين ملتها و نادانترين مردم دنيا همرديف كردند و خود را از همه فضائل آدمى و خصائل پسنديدهء انسانى بدور داشتند .
خندهآور اين است كه اين عوامل ستمكار كه عدالت اجتماعى را در كشور از بين بردند و مردم را به فساد و تباهى كشاندند ، مدعى هستند كه اين احكام را براى اصلاح امور مردم وضع كردند و قصدشان خدمت به مردم و كشور است .
در حالى كه اكنون در ايران وضعى پيش آمده است كه كسى جرأت ندارد عقيدهء خود را آشكار كند و يا مطلب حقى را بگويد ، و حكومت سياه آنها همه چيز را در تاريكى خود فرو برده و ظلمت همه جا را فراگرفته است .
دولت ادعا دارد كه به اصلاحات مشغول شده است ، و براى دين و وطن گريه سر داده در هنگامى كه هيچ يك از افراد ملت كسى را پيدا نمىكند كه از عقايد و حقوق او حمايت كند و همواره در حكومت سياه آنها بايد زندگى كند .
در اين نوع حكومتها روزنامهها و مجلات در استخدام دولت هستند و هر چه عمال سياست روز بخواهند مىنويسند و با قلم مزدور خود حقايق را تحريف مىكنند و با فريب و نيرنگ مردم را گول مىزنند .
در اين هنگام رجال دين اجازه ندارند افكار خود را منتشر كنند ، و نظريات صائب خود را در جامعه بسط دهند و طرق سعادت و خير و صلاح را به مردم نشان دهند ، و زبان و قلم خود را در هدايت ملت به كار بندند .
بدتر از همه اين كه دولت ظالم و ستمگر تلگرافها و نامههاى علماء اعلام را مصادره مىكند و نمىگذارد نامهها و اعلاميههاى اين جانب را كه براى علماء اعلام
غروب خورشيد فقاهت ( زندگينامه وآثار ومبارزات آقاى خوئى ) ( فارسى ) — صفحة 86
مساهمون: غلام رضا اسلامى
ص٨٦