بازرگان آغاز شد .
نقشهء تفرقهانگيز شاه !
شاه كه مىديد پايههاى تخت لرزانش هر لحظه لرزانتر مىشود و عنقريب است كه تاج و تخت در هم فرو ريزد ، نخست خواهر خوشنامش « اشرف » را به زيارت مشاهد مشرفه فرستاد ، و او هم مورد استقبال مقامات حزب بعث قرار گرفت و تحت مراقبت مأمورين بعثى و ساواكىهاى ايرانى كه با هر دو رژيم ، دوست و از يك آخور تغذيه مىكردند ، به عتبات عاليات رفت و برگشت ، ولى كوچكترين عكسالعملى در ميان مردم مبارزه به پا خواسته به بار نياورد . به دنبال آن چون عيد غدير نزديك مىشد همسرش شهبانو فرح را به عراق فرستاد تا جنبهء طبيعى پيدا كند و بگويد مانند هر ايرانى شيعه روز عيد غدير به زيارت مرقد منور حضرت امير ( عليه السلام ) رفته است .
ولى باطن مطلب چيز ديگر بود . گذشته از اين كه مىخواست با اين زيارت سياسى « شهربانو » جلب نظرى از مردم مسلمان خشمگين كند ، با توطئهء قبلى و تبانى كه در دو رژيم نموده بودند ، غفلتاً و به طور ناگهانى در نجف به حضرت آيت الله خوئى . ( رحمهء الله عليه ) . خبر مىدهند كه شهبانوى ايرانى براى عيادت و ملاقات شما مرجع شيعيان يك ساعت ديگر به خانهء شما مىآيند . ولى آيت الله خوئى . ( رحمهء الله عليه ) . فوراً نجف را ترك گفته و به شهر كوفه واقع در يك فرسخى نجف مىروند تا اين عيادت صورت نگيرد . مأمورين بعثى شهبانو را به كوفه مىبرند ، و با زور او را وارد خانهء آيت الله خوئى . ( رحمهء الله عليه ) . مىكنند تا به هر قيمت كه شده اين عيادت صورت بگيرد ، و بتوانند به منظور تفرقهاندازى در ميان مراجع تقليد از آن بهرهبردارى سياسى كنند .
آيت الله خوئى ( رحمهء الله عليه ) . كه خود در محاصرهء قواى انتظامى عراق مىبيند كه خانه را در محاصره گرفته و شهبانو فرح را به حضور ايشان كه مرجعى پير و سالخورده