همكارى كرده بود ، يعنى ساره دختر هاران دختر عموى ابراهيم ، همسر و هم مسلك او شادى پيدا بود . از مژدهاى كه فرشتگان داده بودند مىخنديد بر سر نماز يا به هنگام خدمت براى مهمانان . وَ امْرَأَتُهُ قائِمَةٌ فَضَحِكَتْ - و زن او ايستاده بود و مىخنديد . » در اين جا بود كه فرستادگان مژدهء دوم را كه شگفت آورتر بود يعنى زادن فرزند را به وى دادند . فَبَشَّرْناها بِإِسْحاقَ وَ مِنْ وَراءِ إِسْحاقَ يَعْقُوبَ - فرشتگان او را به اسحاق بشارت دادند و پس از اسحاق به يعقوب . » [ 72 ] ساره در شگفت بود كه چگونه صاحب فرزند مىشود ؟ خود و شوهرش هر دو پير بودند . قالَتْ يا وَيْلَتى أَ أَلِدُ وَ أَنَا عَجُوزٌ وَ هذا بَعْلِي شَيْخاً إِنَّ هذا لَشَيْءٌ عَجِيبٌ - زن گفت : واى بر من . آيا در اين پيرزالى مىزايم و اين شوهر من نيز پير است . اين چيز عجيبى است . » [ 73 ] فرستادگان خدا سومين و بزرگترين مژده را به خانوادهء ابراهيم دادند و آن خشنودى خدا بود كه متضمّن رفاه و خير و رحمت از سوى او و نيز افزايش شمار افراد خاندان و پيشرفت و همكارى بود و به دنبال آن بركات خدا مىرسيد ، زيرا آنان خاندان جهاد و ايمان بودند ، و پروردگار ستوده و و الا مقام است . / 95 قالُوا أَ تَعْجَبِينَ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ رَحْمَتُ اللَّهِ وَ بَرَكاتُهُ عَلَيْكُمْ أَهْلَ الْبَيْتِ إِنَّهُ حَمِيدٌ مَجِيدٌ - گفتند : آيا از فرمان خدا تعجّب مىكنى ؟ رحمت و بركات خدا بر شما باد و او ستوده و بزرگوار است . » صفت « حميد » از آن روست كه مردم خدا را به سبب بخشندگى و فضل گستردهاش مىستايند . / 96
تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 80
مساهمون: احمد آرام
ص٨٠
فَلَمَّا ذَهَبَ عَنْ إِبْراهِيمَ الرَّوْعُ وَ جاءَتْهُ الْبُشْرى يُجادِلُنا فِي قَوْمِ لُوطٍ ( 74 )