خشم خدا را باز دارد . « وَ يا قَوْمِ مَنْ يَنْصُرُنِي مِنَ اللَّهِ إِنْ طَرَدْتُهُمْ - اى قوم من ! اگر آنها را از خود برانم چه كسى در قبال خدا مرا يارى خواهد كرد ؟ » اين كه پيامبر خدا مؤمنانى را كه از طبقهء پايين جامعه هستند ، حمايت مىكند براى تسلّط به آنان يا افزودن شمار پيروان نيست بلكه به اين سبب است كه مؤمناند و خدا مؤمنان را دوست دارد . « أَ فَلا تَذَكَّرُونَ - آيا حقيقت را در نمىيابيد ؟ » موضوع نيازمند يادآورى و تأمّل است تا آدمى بداند كه كارها به دست خداست و او نه به ثروت و مقام بلكه به ايمان و كار نيك مىنگرد .
من همانند شما بشرم
[ 31 ] نوح ( ع ) باز مىگردد به تبيين ابعاد رسالت خود كه همان ابعاد رسالت همهء پيامبران و نيز مصلحانى است كه پيرو خط پيامبرانند : نخست اين كه : پيامبر مردم را به سوى خدا و به سوى حقيقتى كه با فطرتشان آن را مىشناسند مىخواند ، و اين / 50 سرمايهء اوست . وى به سوى خود نمىخواند ، زيرا خود را داراى ثروت هنگفتى مىداند . « وَ لا أَقُولُ لَكُمْ عِنْدِي خَزائِنُ اللَّهِ - من به شما نمىگويم گنجينههاى خدا نزد من است . » نمىگويم كه خزاين خدا نزد من است . اين خزاين در ذات آدمى و در زمينى است كه خداوند بشر را به تسخير آن به وسيلهء ايمان و كار نيك توانا ساخته است . پس اين انديشه نادرست است كه از پيامبر خواسته شود تا در زمين چشمهها روان سازد و گنجهاى زندگى را بيرون آورد و بى آن كه كار كنند به آنان اعطا كند . دوم اين كه : پيامبر مدّعى غيب دانى نيست مگر آنچه خداوند در خلال رسالتش به او وحى كند و از اين رو وى به مردم وعدهء رفاه نمىدهد كه مثلا