تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 42

مساهمون:

ص٤٢

استثمار مىكنند ، به رويدادها جز از خلال طبقهء خود نمىنگرند ، از اين رو به پيامبران تهمت مىزنند كه به بهانهء دعوت به خداپرستى ، خواهان ثروتند . پيامبران با تمام نيرو اين تهمت را رد مىكنند تا ثابت شود كه دعوت اصلاحى از دعوتهاى اشراف قوم ، كه هدفى جز بهره كشى بيشتر از مستضعفان ندارند ، به كلّى جداست . « وَ يا قَوْمِ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ مالًا إِنْ أَجرِيَ إِلَّا عَلَى اللَّهِ - اى قوم من ! در برابر تبليغ رسالت خويش مالى از شما نمىطلبم مزد من تنها با خداست . » كار نوح مانند كار همهء انسانهاست : مزد مىخواهد و هدفى دارد ، امّا نه از مردم بلكه از خدا . بدين سان بار ديگر نوح ثابت مىكند كه رسالت او مهر غيبى دارد و از جانب خداست . وى نمىخواهد از « علم » خود بهره بردارى كند تا در فهرست « ملأ » جاى گيرد و به كسب ثروت از طريق ظلم به مردم و بهره كشى آنان بپردازد چنان كه علماى فاسد مىكنند . از اين رو وى طرف مظلومان را مىگيرد و آشكارا مىگويد : « وَ ما أَنَا بِطارِدِ الَّذِينَ آمَنُوا - آنهايى را كه ايمان آورده‌اند از خود نمىرانم . » طبقهء پست كه به سوى ايمان مىشتابند ، گاهى رسوبات ذهنى منفى دارند كه ناشى از جهل يا ستم ديدگى آنان است . رسالت الهى مسئول اين رسوبات ذهنى نيست و طرد نكردن آنان هميشه به اين معنى نيست كه پيامبر كاملا تزكيه‌شان مىكند ، بلكه حسابشان با خداست . / 49 « إِنَّهُمْ مُلاقُوا رَبِّهِمْ - آنان با خداى خويش ديدار خواهند كرد . » امّا اشراف قوم نوح بر گمراهى پاى مىفشردند و مردم را بر پايهء ثروت يا خون تقسيم مىكردند . « وَ لكِنِّي أَراكُمْ قَوْماً تَجْهَلُونَ - ولى من شما را قومى نادان مىبينم » . [ 30 ] طبقهء پست كه به پيشواز ايمان رفت به دژ خدا در آمد و خدا كسانى را كه به او پناهنده شوند حمايت مىكند ، و اگر كسى بخواهد آنان را براند و خدا اراده كند كه ياريشان نمايد ، ارادهء خدا پيروز است ، و طرد كننده را آن نيرو نيست كه