« وَ ما نَرى لَكُمْ عَلَيْنا مِنْ فَضْلٍ - و نمىبينيم كه شما را بر ما فضيلتى باشد » . كافران غافلاند از اين كه « رسالت » به ذات خود فضل بزرگى است . « بَلْ نَظُنُّكُمْ كاذِبِينَ - بلكه پنداريم كه دروغ مىگوييد » . / 45 اين كافران پيرو خيال و گماناند و بنا بر اين انديشههاى تازهاى را كه مخالف مصالح آنان باشد ، به دروغ متّهم مىكنند تا تبختر و تكبّر خود را توجيه كنند . [ 28 ] نوح ( ع ) به اين شبههها پاسخ داد كه : 1 - وى از سوى خدا فرستاده شده و با آن كه بشر است اين امتياز را دارد كه « هدايت » به دست او سپرده شده و « حجّت از جانب خدا » ست و كافران اين امتيازها را ندارند . 2 - وى مال ندارد ، امّا خداوند او را از رحمت گستردهء خود غنى ساخته كه مهمتر از مال است . زيرا ثروت همهء دشواريها را حل نمىكند ، امّا بر عكس رحمت خدا بيشتر آنها را از ميان مىبرد . 3 - تهمت دروغ بستن به نوح ناشى از كورى و انديشهء جدّى ناكردن است و در اين حالت نوح آن كافران را به پذيرش رسالت مجبور نمىكند ، و اين سخن ردّ قول آنان تواند بود كه گفتند : « وَ ما نَرى لَكُمْ عَلَيْنا مِنْ فَضْلٍ » زيرا آنان پيامبر را همچون پادشاه مىدانستند كه بايد داراى قوهء قاهره و تعيين كنندهء راه زندگى مردم باشد ، حال آن كه پيامبر از براى هدايت آمده كه بدون داشتن اختيار و آزادى ميسّر نيست . « قالَ يا قَوْمِ أَ رَأَيْتُمْ إِنْ كُنْتُ عَلى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّي وَ آتانِي رَحْمَةً مِنْ عِنْدِهِ فَعُمِّيَتْ عَلَيْكُمْ - گفت : اى قوم من ! چه مىگوييد اگر از پروردگارم حجّتى به همراه داشته باشم و او مرا رحمت خويش ارزانى كرده باشد و شما از ديدن آن ناتوان باشيد » . يعنى اى قوم ، اگر من به حق از جانب خدا آمده باشم و رحمتى ( پيامبرى )
تفسير هدايت (فارسى) — صفحه 39
پدیدآورندگان: احمد آرام
ص۳۹