طبايع بشريّت
ظاهرا هر يك از اصول و مراحل آفرينش انسان در خلقت او رسوباتى دارد : چون از خاك است به زمين گرايش دارد و به آبادانى در زمين علاقهمند است و سزاست كه در برابر خدا خاضع و ساجد باشد و كسى را از نظر طبيعت بر ديگرى برتر نداند ، زيرا طبيعت همه خاك است . و چون انسان از گل چسبنده به وجود آمده ، تابع شهوات و خواهشهاى نفسانى است ، ليكن به چيزى سخت دل بسته است ، زيرا از صلصال ( گلى سخت ) است و همهء اينها طبايع مادّى آدمى است امّا روح را ويژگيهايى ديگر است . [ 27 ] پيش از آن كه خداوند بشر را بيافريند دشمن او « جانّ » را كه مقابل انس بود آفريد . لفظ « جانّ » از آن رو گفته شده كه دلالت بر طبيعتش مىكند ، چنان كه « انسان » مىگوييم و به طبيعتش ، / 458 بى ملاحظهء افراد ، اشاره مىكنيم . امّا « جانّ » را چگونه آفريد ؟ گويا بادى كه به سبب حرارتش حامل سموم بوده وزيده است و آتشى به وجود آورده و خدا جانّ را از آن پديد آورده است . وَ الْجَانَّ خَلَقْناهُ مِنْ قَبْلُ مِنْ نارِ السَّمُومِ - و جن را پيش از آن از آتش سوزندهء بى دود آفريده بوديم . »