1 - بازداشتن مردم از حركت در راه خدا كه خرد و سرشت آدمى بدان راهبر است و وحى الهى ياد آور آن است .
«
الَّذِينَ يَصُدُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ
- آنان كه مردم را از راه خدا باز مىدارند . » هر گاه فرهنگهاى منحرف كه مدّعيان دين آنها را به دروغ و بهتان به خدا نسبت مىدهند نمىبود ، با يادآورى ، مردم به حقيقت راه مىبردند .
2 - ارائهء راههاى انحرافى و ادّعاى اين كه راه خداست .
«
وَ يَبْغُونَها عِوَجاً
- و راه خدا را منحرف مىخواهند » .
3 - منحصر كردن نظر آدمى به اين جهان و از ميان بردن تمايلات روحى و ممانعت از توجه فطرى او به آخرت .
«
وَ هُمْ بِالْآخِرَةِ هُمْ كافِرُونَ
- و به روز واپسين ايمان ندارند » .
/ 37 مىتوان گفت كه اين سه صفت نشانههاى آشكار مدّعيان دين است كه بدان شناخته مىشوند . اينان مانع خيرند و از پيشرفت و رفاه مردم جلوگيرى مىكنند و كارها را معقّد و دشوار مىسازند ، با « رسالت » دشمنى مىورزند و نيز روز رستاخيز را به طور جدّى به مردم ياد آورى نمىكنند .
[ 20 ] امّا اين خيانتكاران به دين خدا ، به كجا مىگريزند ؟ آيا مىتوانند از يد قدرت خدا بيرون روند ؟ و آيا به جز خدا كسى هست كه ايشان را يارى كند ؟ نه ، بلكه به سبب عمل و سخن باطل آنان كه مردم را منحرف كرده ، عذابشان دو چندان خواهد بود .
«
أُولئِكَ لَمْ يَكُونُوا مُعْجِزِينَ فِي الْأَرْضِ
- اينان نمىتوانند در روى زمين از خدا بگريزند » .
عالمان بد و مدّعيان دين بر دين حيله مىكنند و گويى از حكم خدا و سرشت و دانش خود مىگريزند ! آيا از عذاب الهى نيز مىتوانند بگريزند ؟ ! «
وَ ما كانَ لَهُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ أَوْلِياءَ
- و جز خدا ولىّ ديگرى ندارند » .
اينان به طمع استمالت مردم و گرد آوردن پيروان بسيار دين را تغيير مىدهند ، امّا آيا از اين كار سودى خواهند برد ؟ نه ، بلكه اغواى مردم سبب مىشود