دگرگونى معيارهاى فطرى
بَلْ زُيِّنَ لِلَّذِينَ كَفَرُوا مَكْرُهُمْ - در نظر كافران مكرشان آراسته آمد » . « مكر » در اين جا كار بد كردن و نيز به معنى فساد است . خداوند فرمود : وَ كَذلِكَ جَعَلْنا فِي كُلِّ قَرْيَةٍ أَكابِرَ مُجْرِمِيها لِيَمْكُرُوا فِيها ( انعام ، 123 ) يعنى فساد كنند . امّا آرايندهء مكر براى كافران كيست ؟ شيطان است ، چنان كه گفت : وَ زَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطانُ ما كانُوا يَعْمَلُونَ ( انعام ، 43 ) در آيهء ديگر خداوند آراستن عمل را به خود نسبت مىدهد : إِنَّ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ زَيَّنَّا لَهُمْ أَعْمالَهُمْ - ( نمل ، 4 ) / 350 و منافاتى وجود ندارد ، زيرا چون پروردگار بر كسى خشم مىگيرد او را به دست شيطان يا ياران بد مىسپارد و از اين رو « آراستن خدا » مفهومش اين مىشود كه آرايندگانى را مأمور اين كار مىكند ، چنان كه گفت : وَ قَيَّضْنا لَهُمْ قُرَناءَ فَزَيَّنُوا لَهُمْ ما بَيْنَ أَيْدِيهِمْ ( فصّلت ، 25 ) . نتيجهء آن كه آدمى بايد متوجّه باشد كه مبادا كار بد او را در نظرش بيارايند و او آن را نيك بداند ، و چون از آرايندگان از قبيل طاغوتها پيروى كرد ، معيارهاى فطرى او دگرگون مىشود و به معيارهاى وارونه بدل مىگردد و سرانجام بد نزد او خوب و خوب بد مىشود . وَ صُدُّوا عَنِ السَّبِيلِ - و از راه خدا بازداشتند » . خود آنان از راه حق باز نماندند ، چنان كه آنان نبودند كه فساد را در نظر خود آراستند بلكه شيطان بود . وَ مَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَما لَهُ مِنْ هادٍ - كسى كه خدا گمراهش كند ديگر هدايتگرى نخواهد داشت » . گمراهان گرفتار سه چيز بودند : 1 - كار بد در نظرشان آراسته شد ؛ 2 - از راه خدا باز ماندند ؛ 3 - خدا گمراهشان كرد .