Skip to main content

ز مهر افروخته ( فارسى ) — Page 150

Contributors:

P.150

« راست » ، « پريشان » مىگفت !

باد سحر از ابرِ گلستان مىگفت * وز طرهء سنبل و قدِ بان مىگفت 1 گه گريه‌كُنان و گاه خندان مىگفت * بىخود سخن راست ، پريشان مىگفت ! 2