Skip to main content

ز مهر افروخته ( فارسى ) — Page 146

Contributors:

P.146

سرمايهء زندگى

به فارسى سَرَه سرودند :
شبى پير ميخانه مىگفت راز * چنين گفت با من به آهستگى « به مِهرُ رخ مَهرخان باده‌نوش * مبادا كه پيدا كنى خستگى بوَد مِهر سرمايهء زندگى * بوَد باده ابزار وارستگى » سپس گفت : « زينهار و آزاد باش * اگر پايبندى به شايستگى »