س : نقش علامه در احياى سنّت تفسير قرآن در جهان تشيّع را چگونه مىبينيد ؟
ج : متأسفانه مدتهاى مديدى عمدهترين دروس حوزههاى ما ، ادبيات ، منطق ، اصول و فقه بود . تدريس تفسير و حكمت نه تنها مرسوم نبود ، بلكه تا حدّى هم غير مطلوب به شمار مىرفت .
البته ، تأليف كتابها در تفسير قرآن در عالم شيعه هميشه وجود داشته ، ولى تدريس رسمى آن به عنوان يك واحد رسمى درسى در حوزه ، مطرح نبود . علامه طباطبايى با فداكارى و آغاز درس تفسير در مسجد مدرسه حجتيه و درس حكمت در مسجد سلماسى آنها را بين دروس حوزوى رسميت داد .
تفسير بيست جلدى الميزان ، در واقع محصول اين جلسات تفسيرى بود و از آن جلسات ، اساتيد تفسيرى بزرگى تربيت يافتند كه امروز ، آثار و تفاسير آنها ، در حوزهها مورد استفادهء همگان است .
تحوّلى كه علامه در اين رابطه ايجاد كرد ، تدريجى بود . چون اصولًا روش علامه جنجال و هياهو نبود ، بلكه براى ايشان هدف مطرح بود كه به تدريج به آن پرداختند و به يارى حق آن را تثبيت كردند .
س : دليل اقبال ايشان در حيات فكرى و اجتماعى به قرآن چه بود ؟
ج : شايد بتوان گفت دليل عمدهء توجه ايشان به قرآن مجيد و تدريس و تفسير آن ، ناشى از فطرت پاك و سليم و صفاى درونى و روح عرفانى علامه بود كه اصالت قرآن و نقش آن در احياى نفوس و بيدارى امت مسلمان را دريافته بود . يعنى علامه طباطبايى وقتى مىبيند كه از ديدگاه
خاطرات مستند سيد هادى خسرو شاهى درباره علامه طباطبايى ( فارسى ) — صفحة 88
مساهمون: سيد هادى خسروشاهى
ص٨٨