مباحث و كمك همين بحثهاى فلسفه اسلامى مسلمان و شيعه كرديم ، چطور مىگويند فسلفه راه دين را كُند مىكند ؟ . . . »
. . . اين نكات و بيانات اميد است هشدارى براى كسانى باشد كه خارج از چهار چوب معمول و معقول بحث علمى ، به تاخت و تاز مىپردازند و افكار عمومى را مشوب مىسازند .
البتّه در پايان اين بخش ضرورى است اشاره شود كه گوينده محترم مطالب ضد حكمت متعاليه ، در يك « دفاعيه مفصّل » به شرح عقايد خود پرداخته و به ظاهر ، توضيحى درباره هدف اصلى و نهايى خود ارائه نموده است . . . ولى متأسفانه در آن دفاعنامه ، هيچ نوع عذرخواهى از اهانتها ، از قبيل : « اگر طباطبايى و مطهرى مىفهميدند » ! و يا خيانت ناميدن اعتقاد به صدرايى بودن انقلاب اسلامى و اشخاصى كه اسامى آنها را بر زبان رانده ، به عمل نياورده است .
صدها شاگرد امام خمينى و علامه طباطبايى از نوع شهيد آيتاللَّه مرتضى مطهرى و معاصرين امثال ايشان ، شهادت مىدهند كه مكتب صدرايى انسانساز و انقلاب آفرين است .
آيتاللَّه آقا رضى شيرازى ، يك شاهد عادل ، شهادت مىدهد كه صدها نفر توسط خود ايشان با همين منطق و همين فلسفه ، به راه راست هدايت شدهاند . . . .
و هزاران شاگرد مجلس درس و يا شنونده بحثهاى تلويزيونى آيتاللَّه جوادى آملى و آيتاللَّه مصباح يزدى و امثالهم هم گواهى مىدهند كه دروس و تعاليم متعاليه آنان رهايىبخش انسانها از
خاطرات مستند سيد هادى خسرو شاهى درباره علامه طباطبايى ( فارسى ) — صفحة 183
مساهمون: سيد هادى خسروشاهى
ص١٨٣