اطلاع دهيد كه منزل مناسب و ساير تداركات لازمه قبلًا تهيه شود و به منزل خودتان وارد شويد نه منزل يكى از آقايان . البته منزل اين بنده نيز منزل خودتان است .
در خاتمه وعدهاى را ( ياكالوعد ) كه راجع به آقاى ربانى شيرازى به بنده فرموده بوديد ، تذكر مىدهم . بنا بود هر ماه چيزى به آقاى نامبرده برسانيد ، اگر به طور نامرتب هم باشد ، خيال مىكنم بىاثر نباشد .
خدمت آقازاده خودم ، آقاى حاج سيد محمد على ، سلمهاللَّه و ايده و سدده - سلام مشتاقانه دارم .
والسّلام عليكم و رحمةاللَّه و بركاته
محمد حسين طباطبايى « 1 »
س : نامه جالبى است ، تحليل شما درباره اين نامه چيست ؟
ج : اين نامه فقط جالب نيست ، بلكه يك سند تاريخى ارزشمند دربارهء بعضى از مسايل حوزوى ، به ويژه مسئله دارالتبليغ اسلامى است كه علامه طباطبايى ، همانطور كه خود تصريح دارد ، در اين رابطه چندين بار با امام خمينى و آيةاللَّه شريعتمدارى ملاقات و گفتوگو و حتى به تعبير خودشان كشمكش ! كرده و يا همراه علماى ديگر ، مانند آيةاللَّه انگجى ، به پىگيرى امر پرداخته ، ولى متأسفانه نتيجه مورد نظر ، به دست نيامده است و علت اصلى آن را ، مرحوم علامه طباطبايى در اشارهاى كوتاه با توجه به « اهداف » هواداران آقايان ، بيان مىكند و از نظر من ، كه خود داخل اغلب
هامش
( 1 ) . اصل دستخط علامه در بخش اسناد اين كتاب آمده است .