و محققان در علوم اسلامى و پرورش افراد پاكدل كه توانايى عروج به مقامات معنوى را دارند و . . . را مورد بررسى قرار دهد خواهد ديد كه اين كارها از توان يك فرد بيرون است و امتى لازم دارد كه به اين كار قيام كنند .
2 - نكتهء ديگر در زندگانى استاد علّامه طباطبايى علاقهء شديد او به تحقيق و بررسى مسائل اسلامى بود به گونهاى كه در اين راه همهچيز را فراموش مىكرد و همهچيز را ناديده مىگرفت و اگر براى تحقيق مطلبى ، مدتها خود را در اطاقى محصور مىكرد و با احدى جز براى امور ضرورى تماس نمىگرفت هرگز از تحقيق خسته نمىشد و به كار خود ادامه مىداد و اين خود شيوه نوابغ است و نمونههاى آن در زندگانى پاستور ، اديسون و . . . در كتابهاى تاريخ علوم نوشته شده است .
برايناساس بود كه استاد عالىقدر ، دورانى كه در تبريز به سر مىبرد و تقريبا از همه منقطع بود ، فصلى از سال را در يكى از روستاهاى نزديك تبريز به نام شادگان به سر مىبرد يك دوره « بحار » را در آنجا مورد بررسى قرار مىداد و بسيارى از كارهاى تحقيقى او پيرامون حديث و مسائل مربوط به معارف در چنين جاهائى انجام گرفته است .
در زندگانى مرحوم صدر المتألّهين مىخوانيم كه آن محقق بزرگ سالى چند ماه به كهك ( يكى از روستاهاى اطراف قم ) مىرفت و دور از همهكس زندگى مىكرد و به تحقيق و بررسى مسائل فلسفى مىپرداخت و احدى او را در اين روستا نمىشناخت ، گاه و بىگاه از كهك به قم مىآمد و از روح مقدس حضرت معصومه عليها السّلام استمداد مىجست و مراسم زيارت را اداء مىكرد « 1 » .
هامش
( 1 ) سفينة البحار ، ج 2 ص 17 .