است ممكن است ، ولى در تبريز ميسر نبود .
* رسالههاى دوران خسارت
رسالههاى « اثبات ذات » ، « اسماء و صفات » ، « افعال » ، « وسائط و علل واسطهء فيض بين مبدأ و خلق » ، « قوّه و فعل » را ( كه از محكمترين رسائل در فلسفه بشمار مىرود در تبريز نوشته ) ، « ولايت » ، « نبوّت » ، « انسان قبل الدنيا » ، « انسان فى الدنيا » ، « انسان بعد الدنيا » را در تبريز نوشته و فرموده در اين رسالهها بين عقل و شرع تطبيق شد .
* چرا دوران خسارت ؟ !
همه اين همتهاى و الا را در تبريز اعمال كرد ، ولى مع ذلك مىگويد اين دوران خسارت عمر من است ، دوران خسارت روح من است ، زيرا دورانى است كه انسان نمىتواند بگويد
رَبِّ زِدْنِي عِلْماً
« 1 » . آنچه در نجف آموخت در تبريز پياده كرده ، چيزى در تبريز نيندوخت و نياموخت ، بازدهء خاصّى نداشت ، رهآورد تازهاى نداشت ، مگر اينكه از كيسه مصرف مىكرد ، از سرمايه مصرف مىكرد ، بر سرمايه نيفزود .
* پايان دوران خسارت
اما وقتى [ علّامه ] به قم آمد افكار را عرضه كرد ، دانشمندان به حوزهء درسش
هامش
( 1 ) سورهء طه ، آيه 114 .