چنان شرح صدرش دلانگيز بود * كه دل جامجم گشت و آزاد رفت
چو قدسىنشان بود و عرشىمكان * دلافروز و بهروز و بهزاد رفت
چو جان خيمهء اشتياق آمدش * خرامان ازين ظلمتآباد رفت
چو راضى به تقدير دادار بود * به تقدير تن داد و منقاد رفت
چو دل وقف ديدار دلدار كرد * جهانسوز و جانسوز و وقاد رفت
چه مشتاق و مجذوب و محو و مجيد * حياتآفرين غوث افراد رفت
چو ايران و انسان و اسلام را * چو تاريخ را آبرو داد رفت
به تفسير ميزان مهتابگون * روان شاد كرد و روانشاد رفت
رسالات با خون دل چون نوشت * دل آباد كرد و دلآباد رفت
كثير الفضائل ، فصيح الكلام * بديع القلم شيخ اوتاد رفت
هم آميزگارى دلافروز بود * هم آموزگارى كه فرجاد رفت
هماهنگ صدرا ، همال شهيد * هم آوازهء ميرداماد رفت
يادنامه علامه طباطبائى ( فارسى ) — صفحة مقدمه 22
مساهمون: مؤسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگى
صمقدمه ٢٢