تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى ) — صفحة 60

مساهمون:

ص٦٠
نمىرسد بلكه اصل لزوم دين هم زير سؤال خواهد رفت و حال آن‌كه خداشناسى و پرستش حق‌تعالى اساس دين‌دارى و پايهء سعادت بشر است و به گفته داستايوسكى « اگر خدا را از جهان برداريم هر كارى براى آدمى مجاز مىشود » « 1 » وانگهى امروز بيش از هر زمان ديگر دلايل اثبات خداشناسى و توحيد مورد تهاجم و اعتراض قرار گرفته است و براى نسل جوان و تحصيل‌كردهء همه دين‌باوران دنيا مشكلات ذهنى و دغدغهء خاطر به‌وجود آورده است ، ازاين‌رو لازم است ، مباحث خداشناسى دوباره بازنگرى و طرح شود و اشكالات جديدى كه بر استدلال‌هاى معروف الهيون وارد شده مورد بازشناسى و تحليل قرار گرفته و پاسخ ايرادها به شكل معقول و مطابق منطق روز داده شود .

براى دين‌داران چرا ؟

مىگويند : طرح موضوع خداشناسى از ديدگاه اسلام و مسلمانان اگر براى منكران خدا معقول باشد براى دين‌باوران چه ضرورتى دارد با توجه به اين‌كه مسئله خدا جزء بديهىترين و روشن‌ترين مسائل معارفى به‌حساب مىآيد تا آن‌جاكه در قرآن كريم كتاب مسلمانان جهان است تنها به آيات قدرت و حكمت و جلوه‌هاى رحمانيت و رحيميت و ساير صفات جلال و جمال اشاره كرده است و در مجموع آيات قرآن دليل عقلى مستقيم و مستقلى درباره اثبات وجود خدا به چشم نمىخورد ، گرچه برخى از مفسران گمان كرده‌اند كه آيه
« أَ فِي اللَّهِ شَكٌّ فاطِرِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ » .
« 2 » آيا در وجود خدا شكى هست كه خالق آسمان‌ها و زمين است . از طريق خالقيت خدا را اثبات مىكند در صورتى كه آيه فوق در پاسخ مشركان و بت‌پرستان است
« قالَتْ رُسُلُهُمْ أَ فِي اللَّهِ شَكٌّ فاطِرِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ »
. رسولان به آنان گفتند آيا در اين‌كه خداوند خالق زمين و آسمان است شك داريد ؟ جواب آن‌ها منفى بود چون در آيات ديگر اعترافات آنان بيان شده است كه به
هامش
( 1 ) . نقد و نظر ، سال دوّم ، ص 96 . . ( 2 ) . ابراهيم ، آيه 10 . .