« وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا عِنْدَنا خَزائِنُهُ وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ » ؛
« 1 »
و هيچ چيزى [ در عالم هستى ] نيست مگر آنكه گنجينههاى آن تنها و پيشماست و ما آن را جز به ميزان معينى فرونمىفرستيم .
« وَ هُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ ما كُنْتُمْ » ؛
« 2 »
و او [ خدا ] هر جا كه باشيد با شماست و امالكتاب تنها در نزد اوست .
« يَمْحُوا اللَّهُ ما يَشاءُ وَ يُثْبِتُ وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْكِتابِ » ؛
« 3 »
خداوند آنچه را بخواهد [ از لوح محفوظ ] پاك مىكند و يا در آن ثبت مىكند .
و دهها آيات ديگر امثال اينها .
اينها همه مسائلى است مربوط به آن سوى مرز و به ماوراى طبيعت ارتباط دارد .
چگونه ما از راه طبيعتشناسى به معرفت اين مسائل نائل مىگرديم ؟ طبيعتشناسى قطعاً و مسلّماً ما را به علم و قدرت و حكمت آفرينندهء جهان آگاه مىكند ، اما در همين جهت نيز حداكثر اين است كه ما را واقف مىسازد به اينكه آفرينندهء جهان به كارهايى كه در طبيعت انجام مىدهد آگاه است و بر آنها تواناست
« أَ لا يَعْلَمُ مَنْ خَلَقَ وَ هُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ »
« 4 » ولى قرآن در اين جهت نيز معرفتى بالاتر ، از ما مىخواهد و آن اينكه او بر همهچيز بلااستثنا آگاه است و بر همهچيز بلااستثنا تواناست
« وَ هُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ » .
« 5 »
« وَ هُوَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ » ؛
« 6 » چگونه از راه مطالعه در مخلوقات كه بههرحال محدودند ، به علم نامتناهى و قدرت نامتناهى واقف مىشويم ؟
حقيقت اين است كه مطالعهء طبيعت به شيوه و روش حسى و عقل علمى ما را تا
هامش
( 1 ) . حجر ، آيهء 21 . .
( 2 ) . حديد ، آيهء 4 . .
( 3 ) . رعد ، آيهء 39 . .
( 4 ) . ملك ، آيه 14 : آيا كسى كه خود خلق كرده است به مخلوقش علم ندارد و حال آنكه وى لطيف و آگاه است . .
( 5 ) . انعام ، آيه 101 : او به هرچيزى داناست . .
( 6 ) . مائده ، آيه 120 : و او بر هرچيزى تواناست . .