بههرحال در متون اسلامى نهتنها در اين مسائل به سكوت برگزار نشده است ، بلكه يك سلسله مسائل در اوج انديشهء بشرى طرح شده است كه در جهان انديشه و تفكر ، سابقه ندارد .
اين نوع مسايل متعالى براى چه و به چه منظورى طرح شده است ؟ اينها دستورالعمل نيست تا گفته شود وظيفهء ما عمل است و بس . اينها يك سلسله مسائل نظرى است . اگر اين مسائل براى عقل بشر قابل فهم و درك نيست پس در طرح اينها چه سودى است ؟ درست مثل اين است كه معلمى بر سر كلاس اول ابتدائى ، مسائل مربوط به دورهء دانشگاه را طرح كند و از كودكان درخواست كند كه آنچه من مىگويم گرچه شما نمىفهميد ولى بپذيريد .
در حديث است كه از عليّ بن الحسين عليه السلام دربارهء توحيد پرسش شد ، فرمود :
« خداوند مىدانست در آخرالزمان گروههايى ژرفانديش خواهند آمد ، از اينرو
« قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ »
و آيات اول سورهء حديد را فرستاد و هركس سخنى غير آنها بگويد هلاك شده است » « 1 » نظريات دقيق فلسفى و عرفانى ثابت كرده است كه آيات
« قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ »
و آيات اول سورهء حديد قلهء نهايى توحيد و معرفت است .
شيعه و سلوك فلسفى
طرح مباحث عميق الهى از طرف ائمهء اطهار و در رأس آنها امام على عليه السلام سبب شد كه عقل شيعى از قديمالايام بهصورت عقل فلسفى و استدلالى درآيد . در ميان اهل تسنن گروه معتزله به شيعه نزديكتر بودند و كموبيش از عقل فلسفى و استدلالى بهرهمند بودند ولى چنانكه مىدانيم مزاج جماعت آن زمان ، آنان را نپذيرفت و تقريباً
هامش
( 1 ) . كافى ، ج 1 ، ص 91 و توحيد صدوق ، ص 283 . .