سپس بايد بياناتى كه در شكل و كيفيت معاد رسيده است مورد بررسى قرار گيرد و پس از آن نظر علمى و عقلى ( عقل نظرى نه عقل عملى ) به جستوجو پرداخته شود كه آيا معاد مقتضاى قانون خلقت است و يا استثنايى است در خلقت ؟
مبناى اين اشارهء اجمالى كه در اين مقاله آمده است اين است كه معاد لازمهء قانون عمومى ( حركت ) و مخصوصاً حركت جوهرى جهان طبيعت است . موجودات جهان از همان اصلى كه پديد آمدهاند به همان باز مىگردند .
جزها را روىها سوى كل است * بلبلان را عشق ، با روى گل است
آنچه از دريا ، به دريا مىرود * از همانجا كامد آنجا مىرود
از سر كُه سيلهاى تيزرو * وز تن ما جان عشق آميز رو
« كَما بَدَأَكُمْ تَعُودُونَ » .
« 1 »
« وَ أَنَّ إِلى رَبِّكَ الْمُنْتَهى » .
« 2 »
مسائلى كه در اين مقاله به ثبوت پيوسته است :
1 . بحث از خداى جهان ، فطرى انسان است .
2 . اين بحث به نتيجه مىرسد .
3 . فوايد اين بحث و آثارش روشن است .
4 . جهان آفرينش آفريدگارى دارد .
5 . ما خدا را چگونه تصور مىكنيم .
6 . خدا يكى است .
7 . خداى هستى همهء كمالات هستى را دارد .
هامش
( 1 ) . اعراف ، آيهء 29 . .
( 2 ) . نجم ، آيهء 42 . به كتاب معاد در نگاه عقل و دين چاپ هفتم از همين نگارنده كه مورد تأييد شهيد مطهرى و علامه جعفرى است مراجعه شود . چنانچه در كتب توحيد ، در نگاه عقل و دين نيز مباحث به زبان سادهترى مطرح شده است .